تبلیغات

مرکز اطلاع رسانی امام مهدی ارواحنا فداه - مطالب معجزات

 

 

 

 

 

iconبخش ها

پیامبر اکرم (ص)
حضرت علی (ع)
حضرت زهر ا (س)
امام حسن مجتبی(ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام محمد باقر (ع)
امام جعفر صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام علی بن موسی الرضا(ع)
امام محمد تقی(ع)
امام علی النقی(ع)
امام حسن عسکری (ع)
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 1
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 2
حضرت ابوالفضل عباس(ع)
حضرت زینب (س)
حضرت علی اکبر (ع)
حضرت رقیه (س)
حضرت معصومه (س)
پوستر های مذهبی
زندگینامه
مقالات
پرسش و پاسخ
شناخت نامه
احادیث
انتظار
معجزات
داستانها وحکایت های اموزنده
مفاتیح الجنان
نهج البلاغه
صحیفه سجادیه
ماه مبارک رمضان ۱۳۸۶
ویژه برنامه های محرم(۸۶)

iconبخشها

iconجستجو

iconآرشیو

مهر 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

همه آرشیوها

iconمطالب اخیر

رجعت در اندیشه شیعی
رسالت انسان منتظر
تساهل و تسامح و حکومت مصلح
روایات در رابطه با روش داوری آن حضرت
ایجاد وحشت در دل دشمنان
فتنه گری سفیانی
عنایت مولا و رسوایی دشمن
حقوق امام زمان(ع)
مبانی فکری و کارنامه ننگین فرقه ضاله وهابیت
بنیانگذاران عقائد وهابیت
فرقه وهابیت چگونه به وجود آمد وعقایدش چیست؟
فتوای مفتی سعودی در تخریب گلدسته‌های عسگریین(ع) نقش داشته است
نقدی بر شبهات وهابیت
چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناک بودن آن
افشای ماهیت وهابیت در گفت و گو با عصام العماد
پشت پرده وهابیت
چرا وهابیت؟
جنایات وهابیت
مداحی حاج محمود کریمی شب چهارم محرم 1389
دانلود مداحی حاج محمود کریمی شب سوم محرم 1389

لیست آخرین پستها

iconصفحات

وظایف كلى شیعیان در دوره غیبت امام معصوم،علیه السلام

iconتصاویر تصادفی

 

 

 

icon توسلات-توسل خادم مسجد جمکران


سید عبدالرحیم، خادم مسجد جمکران می گوید:
شب جمعه ای، جمعیت زیادی به مسجد جمکران آمده بودند. من از الاغ خود غافل بودم و وقتی متوجه شدم و به سر وقتش رفتم، حیوان و کره اش را ندیدم. الاغ حدود چهل تومان ارزش داشت.
مدتی در اطراف شهر به دنبالش می گشتم. از شخصی شنیدم که می گفت: الاغی را با این نشانی به طرف کاشان می بردند. کسی را به آن طرفها فرستادم؛ ولی دید حیوان ما نیست. بعد از آن که مأیوس و نا امید شدم، به مسجد آمدم و عرض کردم: یا حجت الله ( حضرت ولی عصر علیه السلام ) من خادم این مسجد هستم جزای خدمت من آن است که الاغ مرا ببرند؟
من نابینا هستم، سوار او می شدم و برای خدمت به مسجد می آمدم حال جزای من این است؟ حتماً باید تا جمعه آینده کاری کنید که الاغ خودش بیاید و سوار آن شده و به منزل بروم و تا نیاید از

icon ادامه مطلب
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 10:08 ق.ظ مرتبط با معجزات | لینک | نظرات ]

icon تشرفات آیت الله العظمی نجفی مرعشی(ره)


تشرف در مسجد سهله

در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت علیهم السلام در نجف اشرف، شوق زیاد جهت دیدار جمال مولایمان بقیة الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف داشتم، با خود عهد کردم که چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم؛ به این نیت که جمال آقا صاحب الامر علیه السلام را زیارت و به این فوز بزرگ نائل شوم.

تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در این شب، رفتنم از نجف تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک مسجد سهله خندقی بود، هنگامی که به آنجا رسیدم بر اثر تاریکی شب وحشت و ترس وجود مرا فراگرفت مخصوصاً از زیادی قطاع الطریق و دزدها؛ ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم که ببیشتر موجب ترس و وحشتم گردید.

برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: « ای سید! سلام علیکم »
ترس و وحشت به کلی از وجودم رفت و اطمینان و سکون نفس پیدا کردم و تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم.
به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم از من سوال کرد:
 « کجا قصد داری؟ »
 گفتم: « مسجد سهله »
فرمود: « به چه جهت؟ »
گفتم: در ادامه مطلب



icon ادامه مطلب

[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 10:08 ق.ظ مرتبط با معجزات | لینک | نظرات ]

icon شیفتگان-تشرفات آیت الله العظمی نجفی مرعشی(ره)


تشرف در مسجد سهله

در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت علیهم السلام در نجف اشرف، شوق زیاد جهت دیدار جمال مولایمان بقیة الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف داشتم، با خود عهد کردم که چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم؛ به این نیت که جمال آقا صاحب الامر علیه السلام را زیارت و به این فوز بزرگ نائل شوم.

تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در این شب، رفتنم از نجف تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک مسجد سهله خندقی بود، هنگامی که به آنجا رسیدم بر اثر تاریکی شب وحشت و ترس وجود مرا فراگرفت مخصوصاً از زیادی قطاع الطریق و دزدها؛ ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم که ببیشتر موجب ترس و وحشتم گردید.

برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: « ای سید! سلام علیکم »
ترس و وحشت به کلی از وجودم رفت و اطمینان و سکون نفس پیدا کردم و تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم.
به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم از من سوال کرد:
 « کجا قصد داری؟ »
 گفتم: « مسجد سهله »
فرمود: در ادامه مطلب



icon ادامه مطلب
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 10:08 ق.ظ مرتبط با معجزات | لینک | نظرات ]

icon دلجویی حضرت از شیعیان


دلجویی حضرت از شیعیان
حاج میر سید علی سدهی می فرمود:
« در مسافرت بودم و به مشهد مقدس رضوی علیه السلام می رفتم و دعا می کردم که شرفیاب محضر مقدس امام عصر ارواحنا فداه شوم. همان وقتها یک صدای غیبی به گوشم رسید که وعده تشرف به محضر حضرت را در لیلة التسمیه دادند.
در مراجعت، در منزل خاتون آباد مریض شدم. احساس کردم شخصی به عیادتم آمده و مدتی با من صحبت فرمود، که از سخنش لذت بردم. از حالم پرسید و در نهایت به من وعده شفا داد. پس از رفتنش سراغ او را از اطرافیان گرفتم گفتند: کسی به این جا نیامده است.
باز صدای غیبی را شنیدم که فرمود: مگر لیله التسمیه وعده ملاقات نبود؟ امشب هم همان شب است.

icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در سه شنبه 23 مرداد 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ مرتبط با معجزات | لینک | نظرات ]

icon تشرّف در خواب و بیداری


میرزا محمد رازی می فرمود:
« من بسیار مشتاق زیارت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه بودم و همیشه با خود می گفتم که اگر من هم جزو شیعیان آن حضرت بودم، حتماً به شرف ملاقات ایشان در خواب یا بیداری می رسیدم.
پس لابد شایسته آن نیستم و در من کوتاهی هست و از این موضوع زیاد ترس و اضطراب داشتم. تا آن که موفق به زیارت امام هشتم حضرت رضا علیه السلام گردیدم و پس از زیارت به نجف اشرف برگشتم و چند روزی گذشت.
شبی در خواب دیدم که شخصی به من گفت: امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به نجف تشریف آورده اند، پرسیدم: کجا هستند؟
گفت: در مسجد هندی. ( از مساجد معتبر نجف اشرف )
همین که این خبر را شنیدم مسرور شدم و با سرعت و عجله تمام به قصد زیارت و رسیدن به شرف حضور آن بزرگوار، به طرف مسجد هندی روانه شدم. وقتی وارد مسجد شدم دیدم آن حضرت کنار مسجد ایستاده و اجتماع مردم بحدی است که راه عبور بسته و نمی شود به حضرت نزدیک شد.



icon ادامه مطلب
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در یکشنبه 31 تیر 1386 و ساعت 08:07 ق.ظ مرتبط با معجزات | لینک | نظرات ]

icon زنده كردن تعالیم قرآن:


زنده كردن تعالیم قرآن:

حضرت علی (ع) فرمودند:هنگامیكه دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدم بدارند، امام زمان (ع) امیال نفسانی را به هدایت بر میگرداند، و هنگامیكه دیگران قرآن را با رای خود تفسیر كنند، او آراء و افكار را به قرآن باز گرداند، و به مردم نشان میدهد كه چه نیكو میتوان به عدالت رفتار نمود، او تعالیم فراموش شده قرآن و سنت را زنده میسازد.



icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در جمعه 29 تیر 1386 و ساعت 01:07 ق.ظ مرتبط با معجزات | لینک | نظرات ]

icon توسلات-توسل به حضرت و حل مشکل مالی


توسلات-توسل به حضرت و حل مشکل مالی

مطلبی را که می خوانید مربوط به آقای «حاج رمضانعلی زاغری» ساکن کرج، است که برای جناب

آقای حاج «غلام عباس حیدری» نقل کرده و در نزد خود ایشان نوشته و در دسترس قرار داده اند.

این داستان از این قرار است که:

« حدود 25 سال قبل، با شخصی به نام محمد کمیلی، در تهران شریک بودم و خانه می ساختیم و

می فروختیم.

موقعی بود که چند باب خانه را ساخته و منتظر مشتری بودیم. روزی در حالی که شریکم نبود یک

مشتری آمد و یکی از این خانه ها را پسندید و گفت:

« با من حضرت عباسی معامله کن. »

من هم قیمت را پایین آوردم، لکن شریکم نسبت به سهم خودش به این معامله، راضی نشد، من

خیلی ناراحت شده و تصمیم گرفتم از او جدا شوم.

همان شب در عالم رویا دیدم که تمام ساختمانهایی که برای فروش آماده کردیم خراب شد و جای

آنها بصورت یک گودال بسیار خطرناک درآمد.

صبح که بیدار شدم به همسرم گفتم:

« من خوابی دیده ام که بر بیچارگی و ورشکستگی ما دلالت دارد. »

چند روز بیشتر طول نکشید که دو سه نفر مأمور آگاهی و ساواک سراغ شریکم آمدند، او را گرفتند

و بردند و نفهمیدند من شریک او هستم.

 تمام ساختمانهای بساز و بفروش ما را تصاحب کردند. معلوم شد بدون اینکه من بدانم شریکم در

کار قاچاق دست داشته است. با اینکه بی گناه بودم از ترس اینکه مبادا باعث زحمتم شوند، از

منزلی که اجاره نشین بودم، بیرون آمدم و جای دیگری در منزل پیرزنی دو اتاق اجاره کردم و با اهل

و عیال خود، آنجا زندگی می کردم.

در ادامه مطلب



icon ادامه مطلب
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در جمعه 22 تیر 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ مرتبط با معجزات | لینک | نظرات ]

icon رویاهای صادقانه-تشرّف در خواب و بیداری


رویاهای صادقانه-تشرّف در خواب و بیداری

تشرّف در خواب و بیداری
 میرزا محمد رازی می فرمود:
« من بسیار مشتاق زیارت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه بودم و همیشه با خود می گفتم که اگر من هم جزو شیعیان آن حضرت بودم، حتماً به شرف ملاقات ایشان در خواب یا بیداری می رسیدم.
پس لابد شایسته آن نیستم و در من کوتاهی هست و از این موضوع زیاد ترس و اضطراب داشتم. تا آن که موفق به زیارت امام هشتم حضرت رضا علیه السلام گردیدم و پس از زیارت به نجف اشرف برگشتم و چند روزی گذشت.
شبی در خواب دیدم که شخصی به من گفت: امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به نجف تشریف آورده اند، پرسیدم: کجا هستند؟
گفت: در مسجد هندی. ( از مساجد معتبر نجف اشرف )
همین که این خبر را شنیدم مسرور شدم و با سرعت و عجله تمام به قصد زیارت و رسیدن به شرف حضور آن بزرگوار، به طرف مسجد هندی روانه شدم. وقتی وارد مسجد شدم دیدم آن حضرت کنار مسجد ایستاده و اجتماع مردم بحدی است که راه عبور بسته و نمی شود به حضرت نزدیک شد.
ناامیدانه ایستادم و با خود گفتم: مردم در همه کارها پیش دستی می کنند و به دیگری راه نمی دهند. ناگاه دیدم آن بزرگوار سر مبارک را برداشتند و نظری به سوی جمعیت انداختند در این هنگام چشم مبارکشان به من افتاد و با اشاره دست مرا به سوی خود خواندند.
جمعیت وقتی آن نوع ملاطفت را از حضرت نسبت به من دیدند، راه را باز کردند و من خدمتشان رسیدم. آن بزرگوار، نسبت به من اظهار رأفت و مرحمت نمودند و فرمودند:
« وقتی که از مشهد مراجعت کردی، ما در آن بالاخانه به دیدنت آمدیم؛ ولی تو ما را نشناختی. »
این مطلب را که شنیدم، فهمیدم که آن بزرگوار در یکی از روزهای بعد از مراجعت از مشهد، که در بالاخانه بیرونی منزل برای آمدم مردم نشسته بودم، تشریف آورده اند، در حالی که در لباس معمول اهل نجف بوده اند و من تصور کرده ام از نجفیهایی هستند که به قصد ثواب، به دیدن من آمده اند و اصلاً متوجه این که مولای من و بلکه آقای اهل زمین و آسمان هستند، نشده ام.
از این کلام حضرت شرمنده شده و از خواب بیدار شدم و به خاطر تشرف به خدمت آن سرور در بیداری و خواب، خیلی خوشحال بودم و به شکرانه این نعمت عظمی و این که در شمار اهل آن درگاه هستم، سجده شکر بجا آوردم. »



icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ مرتبط با معجزات | لینک | نظرات ]

icon آقا امام زمان! من به وسیله شما شفا می خواهم


آقا امام زمان! من به وسیله شما شفا می خواهم

 اغلب شبها به اقتضای کار روابط عمومی، تا صبح بیدار می ماندم. اما آن شب به لحاظ خستگی زیاد برای استراحت رفتم، اما خوابم نبرد، بی اختیار به روابط عمومی مسجد برگشتم تا به اوضاع سرکشی کنم.
به مسجد مردانه که بنّایی می کردند، رفتم. زائری گفت: می گویند در مسجد زنانه (زیرزمین) کسی شفا پیدا کرده است. گفتم: بنده اطلاع ندارم.
پس از برگشتن به روابط عمومی، با تلفن با مسئول مسجد زنانه تماس گرفتم، تأیید نمودند. گفتم:
« به هر وضعیتی هست، ایشان را برای مصاحبه به روابط عمومی راهنمایی کنید.»
چند دقیقه بعد، خانم شفا یافته در معیت چندین زن که محافظت او را می نمودند تا از هجوم جمعیت در امان باشد، به مرکز روابط عمومی هدایت شد و درب اطاق را بستیم و چند نفر را بیشتر راه ندادیم.
خانم شفایافته، به شدت خسته به نظر می رسید، چون جمعیت زیادی از خانمها برای تبرک به او هجوم آورده بودند. در عین حال که درهای روابط عمومی بسته بود، از دریچه کوچک، زائرین مرتب اشیای مختلفی را به عنوان تبرک پرداخت می کردند.
پس از نوشیدن مقداری آب، خانم شروع به صحبت کردند.
به ایشان گفتم: خود را معرفی کنید.
گفت: طاهره جعفریان، فرزند عبدالحسین، شماره شناسنامه 290، ساکن: مشهد مقدس.
آدرس: مشهد، خیابان خواجه ربیع، ...
نوع بیماری: فلج بودن انگشتان هر دو دست. یعنی بسته بودن سه انگشت دست راست و بسته بودن انگشتان دست چپ، که قادر به کاری نبودم.
علت این بیماری این بود که پانزده سال قبل، خبر مرگ برادرم «حسین جعفریان» را به من دادند، به حالت غشوه افتادم و چون به هوش آمدم، متوجه شدم دستهایم به این نحو فلج مانده است.
شوهرم که در مشهد فرد ملاکی بود، پس از این واقعه با زن دیگری ازدواج کرد و بچه هایم را نیز از من گرفت و این اوضاع به وضع جسمی و روحی من لطمه شدیدی وارد آورد.
در طول این پانزده سال، به دکترهای زیادی مراجعه کردم، از جمله دکتر «مصباحی» و دکتر «حیرتی» که مطب آنان در خیابان عشرت آباد است و دکتر «رحیمی» که در بنت الهدی کار می کند، در تهران برای فیزیوتراپی در بیمارستان شفا یحیائیان نوبت گرفته بودم که به علت کمبود بودجه نتوانستم بروم.
قبل از آمدن به قم، پیش دکتر « برزین نرواز» رفتم و چند بار دستم را زیر برق گذاشتم، ولی سودی نداشت و دردی هم همراه بی حسی بود که همیشه قرص مسکن می خوردم.
چند روز قبل، به اتفاق خانم « کلیائی»، « جاوید» و «ک یانی» از مشهد عازم زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) و سپس برای زیارت به « قم» و « مسجد جمکران» به راه افتادیم و به منزل دامادم، آقای شهرستانی که اهل شروان و ساکن قم است، رفتیم تا به «مسجد جمکران» آمدیم و پس از بجا آوردن آداب مسجد، در مجلس جشنی که بمانسبت «عیدالزهراء (س)» بود، شرکت کردم.
مجلس، با شادی و سرور توأم بود و معنویت خاصی داشت و پس از اجرای برنامه و خواندن دعای توسل من حالت انقلابی در خود احساس کردم و بی اختیار عرض کردم:
 « آقا امام زمان! من به وسیله شما شفا می خواهم. »
حالت عجیبی داشتم، ناگاه احساس کردم نورهای عجیب از دور و نزدیک می بینم، متوجه شدم که انگار دارند انگشتان و دستهایم را می کشند و دستم صدا می کرد، فهمیدم شفا یافتم.
یکی از خانمهایی که با او آمده بود، گفت: « من بغل دست این خانم بودم، متوجه شدم که ایشان سه مرتبه گفت: « یا صاحب الزمان! » و دستهایش را در هوا تکان داد و صورتش کاملاً برافروخته شد. »
موضوع را از خانم « زهرا کیانی » فرزند رضا، از همراهان ایشان که در خیابان خواجه ربیع، کوچه ... ، سکونت دارند، جویا شدیم. گفت:
« من ایشان را کاملاً می شناسم و پانزده سال است که دستشان فلج است. »
پس از تمام شدن مصاحبه، بطور ناشناس ایشان را از درب دیگری بیرون فرستادیم.
وقوع این قضیه، در تاریخ 30/7/68 بوده است.



icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ مرتبط با معجزات | لینک | نظرات ]


iconامار سایت

جهت تبادل لینک اول لینک مارو گذاشته سپس مارا خبر کنید تا لینکتان ثبت شود در غیر این صورت لینک شما ثبت نمی شود ( لطفا کسانی که لینک مارا نگذاشتن تقاضا


iconآمار بازدیدها:
امروز: 1
دیروز: 1
این ماه:
ماه قبل:
مجموع:
آخرین بازدید:

اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی:
کل مطالب :

icon مدیر سایت:

حسین غلامی (مدیر)

iconنظرسنجی







iconلینکستان

سایت موبایل فارسی
دانلود با سرعت بالا
سایت رسمی روضه العباس علیه السلام
مسلمین
مذهبی فرهنگی
منتظران حجت
افتاب پنهان
حضرت مهدی
کربلایی نریمان پناهی
بابی انت و امی یا زهرا
وقایع شگفت
شلمچه
انتظارحجت
پوسترامام حسین
تفریح و دانلود و آموزش
مثل خدا

همه لینکهاا

iconلینکدونی

مطالب در مورد حضرت مهدی (عج )
بیش از هزاران در مورد حضرت مهدی (عج )
متن كامل مصاحبه عبدالرضا هلالی با روزنامه تلاش
سبک های حاج حسین سیب سرخی
دانلود مداحی
دوره امامت، چگونه آغاز شد؟
میزگرد و مصاحبه با حسن صدیقین و محمود مطهری نیا
ویژگیهای حکومت او
قیام حضرت مهدی و حکومت واحد جهانی
پوستر های مذهبی
داستانهایی از جبهه
پوسترامام حسین
سبکهای سینه زنی حاج محمود کریمی
سبکهای سینه زنی حاج سعید حدادیان
سبکهای سینه زنی حمید علیمی
سخنرانی آیت الله مصباح یزدی
سبکهای سینه زنی سلحشور و میرداماد
سبکهای سینه زنی اهنگران
دانلود مداحی
پوسترحرم امام حسین

آرشیو لینکدونیی