تبلیغات

مرکز اطلاع رسانی امام مهدی ارواحنا فداه - مطالب انتظار

 

 

 

 

 

iconبخش ها

پیامبر اکرم (ص)
حضرت علی (ع)
حضرت زهر ا (س)
امام حسن مجتبی(ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام محمد باقر (ع)
امام جعفر صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام علی بن موسی الرضا(ع)
امام محمد تقی(ع)
امام علی النقی(ع)
امام حسن عسکری (ع)
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 1
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 2
حضرت ابوالفضل عباس(ع)
حضرت زینب (س)
حضرت علی اکبر (ع)
حضرت رقیه (س)
حضرت معصومه (س)
پوستر های مذهبی
زندگینامه
مقالات
پرسش و پاسخ
شناخت نامه
احادیث
انتظار
معجزات
داستانها وحکایت های اموزنده
مفاتیح الجنان
نهج البلاغه
صحیفه سجادیه
ماه مبارک رمضان ۱۳۸۶
ویژه برنامه های محرم(۸۶)

iconبخشها

iconجستجو

iconآرشیو

مهر 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

همه آرشیوها

iconمطالب اخیر

رجعت در اندیشه شیعی
رسالت انسان منتظر
تساهل و تسامح و حکومت مصلح
روایات در رابطه با روش داوری آن حضرت
ایجاد وحشت در دل دشمنان
فتنه گری سفیانی
عنایت مولا و رسوایی دشمن
حقوق امام زمان(ع)
مبانی فکری و کارنامه ننگین فرقه ضاله وهابیت
بنیانگذاران عقائد وهابیت
فرقه وهابیت چگونه به وجود آمد وعقایدش چیست؟
فتوای مفتی سعودی در تخریب گلدسته‌های عسگریین(ع) نقش داشته است
نقدی بر شبهات وهابیت
چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناک بودن آن
افشای ماهیت وهابیت در گفت و گو با عصام العماد
پشت پرده وهابیت
چرا وهابیت؟
جنایات وهابیت
مداحی حاج محمود کریمی شب چهارم محرم 1389
دانلود مداحی حاج محمود کریمی شب سوم محرم 1389

لیست آخرین پستها

iconصفحات

وظایف كلى شیعیان در دوره غیبت امام معصوم،علیه السلام

iconتصاویر تصادفی

 

 

 

icon هر روز صبح با مهر بیکران، امام زمان(عج) تجدید عهد و پیمان کنیم


هر روز صبح با مهر بیکران، امام زمان(عج) تجدید عهد و پیمان کنیم

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

تجدید عهد، یعنی انسان در قلب و زبان خود، ولایت حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) را اقرار کند و آمادگی خود را جهت یاری رساندن به او اعلام نماید و با این عمل محبت و پیوند قلبی خود را با امام زمان(عج) تازه کند.

تجدید عهد روزانه با امام زمان (ع) موجب ثبات ایمان و اخلاص در قلب ها وی گردد و اجر و ثواب کسی برای انسان رقم می خورد که در حضور آن حضرت حاضر بوده و او را یاری رسانده است. تازه کردن عهد و پیمان موجب میشود انسان همواره مورد توجه و الطاف آن حضرت قرار گیرد. به شرط اینکه به عهد و پیمان خود وفا کند.



icon ادامه مطلب
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در جمعه 29 تیر 1386 و ساعت 01:07 ب.ظ مرتبط با انتظار | لینک | نظرات ]

icon وظیفه شیعیان در دوران غیبت


وظیفه شیعیان در دوران غیبت

شدّت فتنه ها و كثرت ابتلائات و فزونى مشاكل و انحرافات در دوره غیبت حضرت مهدى(علیه السلام)، اقتضا مىكند كه ایمان آوردگان و پیروان ولایت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقیده و عمل خویش مراقبت بیشترى داشته باشند. در این باب، نكاتى چند از كلام معصومین سلام اللّهعلیهم، دقت و تعمّق بیشترى مىطلبد:

الف) تمسك به ریسمان ولایت:

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«یأتى على النّاس زمان یغیب عنهم امامهم»، زمانى بر مردم فرا رسد كه پیشواى شان غایب گردد.

زراره پرسید: در آن زمان مردم چه كنند؟ فرمود:

«یتمسّكون بالأمر الذى هم علیه حتّى یتبیّن لهم»، به همان امر ولایتى كه دارند چنگ زنند، تا بر ایشان تبیین شود.( [1] )

و در كلامى دیگر فرمود: «طوبى لشیعتنا المتمسكین بحبلنا فى غیبة قائمنا».( [2] )

خوشا به حال شیعیان ما ! آنان كه در زمان غیبت قائم ما به ریسمان ولایت ما تمسك مىجویند.

راستى در آن زمان كه امام و پیشواى مردم، در دسترس آنان نباشد و دامهاى شیطان براى جدا كردن آنان از ولایت اهلبیت (علیهم السلام) كه همان صراط مستقیم خداست، در همه جا پراكنده شده باشد، چه وسیلهاى مطمئنتر از «حبل ولایت» مىتوان یافت كه بتواند از «افتادن به چاه ضلالت» و «گرفتار شدن به دام انحراف» جلوگیرى كند؟!

ب) تمسك به تقوى:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «إن لصاحب هذا الامر غیبةً فلیتّق اللّه عبدٌ و لیتمسّك بدینه».( [3] )

«به یقین صاحب این امر را غیبتى هست، پس هر بندهاى باید به تقواى الهى روى آورد و به دینش چنگ زند.»

همین تقواست كه روشن بینى و رزق بىحساب و گشایش الهى را نصیب انسان مىسازد، و همین تقواست كه در لحظههاى خوف و خطر دل را آرامش مىدهد، و همین تقواست كه در دوران فتنه خیز غیبت، مایه رستگارى انسانهاست.

ج) طلب معرفت:

زراره گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم اگر زمان غیبت فرزندت مهدى (علیه السلام) را درك كردم چه كنم؟

فرمود: این دعا را بخوان; «اللّهم عرّفنى نفسك، فانّك إن لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك، اللّهم عرّفنى رسولك فانّك إن لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك اللّهم عرّفنى حجّتك فانّك إن لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دینى».( [4] )

«خدایا خودت را به من بشناسان كه اگر تو خودت را به من نشناسانى، پیامبرت را نتوانم شناخت. خدایا پیامبرت را به من بشناسان كه اگر تو پیامبرت را به من نشناسانى، حجّتت را نتوانم شناخت. خدایا حجت خود را به من بشناسان كه اگر تو حجّتت را به من نشناسانى از دینم گمراه خواهم شد.»

1 ـ معرفتها را از خدا باید طلبید.

2 ـ شناخت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) تابع شناخت خدا، و شناخت حجّت متفرّع برشناخت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) است.

3 ـ اگرچه بدون شناخت خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، شناخت حجّت ممكن نیست، امّا گمراهى از دین در اثر عدم شناخت حجّت لازم مىآید.

به عبارت دیگر، عدم گمراهى از دین، بدون شناخت حجّت، تضمین نمىشود.

وبدیهى است كه هردعایى، تنها پشتوانه حركت به حساب مىآید، اصل دعاء ابراز نیاز درونى و طلب تأیید الهى، در حركت بیرونى است.

نیاز به معرفت كه احساس شد و حركت براى كسب معارف كه توسط بنده آغاز گردید. اگر دل با خدا باشد و گام در راه او قرار گیرد وصول به معرفت تضمین شده است.

«قل ما یعبؤ بكم ربّى لولا دعاؤكم».( [5] )

«بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگار من به شما عنایتى نكند.»

هـ ) تقیّه به عنوان سلاح مقاومت:

امام رضا (علیه السلام) فرمود: «لا دین لمن لاورع له، و لا ایمان لمن لاتقیّة له إن اكرمكم عند اللّه أعملكم بالتّقیّة فقیل له: یابن رسول اللّه إلى متى؟ قال: إلى یوم الوقت المعلوم، و هو یوم خروج قائمنا اهل البیت.»( [6] )

«كسى كه از گناه نپرهیزد، دین ندارد و كسى كه تقیّه نداشته باشد، ایمان ندارد همانا گرامىترین شما نزد خدا، كسى است كه به تقیّه بیشتر و بهتر عمل كند.»

گفته شد: اى فرزند رسول خدا تا كى؟

فرمود: «تا روز «وقت معلوم» كه همان روز ظهور و زمان قیام قائم ما اهلبیت است.

«تقیّه» هرگز به معناى «دم فروبستن» و «بىتفاوت ماندن» و بنا به «مصلحت اصطلاحى» رفتار كردن و «نان به نرخ روز خوردن» نیست.

«تقیّه» هرگز به معناى «دست كشیدن از آرمانها» و همراه شدن با هركس و ناكس نیست. تقیّهاى كه از وظایف شیعیان در دوران غیبت حضرت مهدى(علیه السلام) شمرده شده و ارزشى هم سنگ با «تقوى» دارد وعدم رعایتش مساوى «با بىایمانى» شمرده شده، نوعى سلاح مقاومت است.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیات (95 تا 97) سوره كهف كه در باره بناى سدّ، توسط ذوالقرنین است و طى آنان از سدّى بلند كه دشمنان نتوانند بر فرازش روند و از شكافتنش ناتوان باشند حكایت شده است مىفرماید:

«اذا عَمِلتَ بالتقیّة لم یقدروا لك على حیلة و هو الحصن الحصین وصار بینك و بین اعداء اللّه سداً لایستطیعون له نقباً».( [7] )

هنگامى كه به تقیّه عمل كنى چارهاى علیه تو نمىیابند ونمىتوانند با تو نیرنگ بازند، و آن به مانند دژى استوار و محكم است و بین تو و دشمنان خدا سدّى نفوذ ناپذیر ایجاد مىكند.»

پس تقیه، چارهاى براى در امان ماندن از دشمن مقتدر و فرصتى براى قدرت یافتن خویش است تا نیروها بیهوده هدر نروند و در موقع مناسب توان ضربه زدن به دشمن را داشته باشند.

هـ) انتظار آگاهانه:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اقرب، ما یكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضى ما یكون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم یظهر لهم و لم یعلموا مكانه و هم فى ذلك یعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذكره و لامیثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...»( [8] )

«زمانى كه بندگان به خداى بزرگ نزدیك ترند و خدا از ایشان بیشتر راضى است، زمانى است كه حجت خداى تعالى از میان آنان ناپدید گردد و ظاهر نشود و آنان جایش را هم ندانند. با این همه بدانند كه حجت و میثاق خدا از بین نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشید».

فضیلت بندگان خدا در این زمان و رضایت بیشتر خداوند از آنان، بدین جهت است كه آنان بىآنكه امام خویش را ببینند و معجزاتش را مشاهده كنند و در حیرتها به درخانهاش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و پایبندى به تقوى و دوستى اهلبیت، میثاق الهى را نگاهبانى كرده ومرزهاى عقیده را پاس مىدارند.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یا ابا بصیر! طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره، اولئك اولیاء اللّه الذین لاخوف علیهم و لاهم یحزنون.»( [9] )

«اى ابوبصیر! خوشا به حال شیعیان قائم ما كه در دوران غیبت او در انتظار ظهورش به سر مىبرند و در دوران ظهورش به اطاعت او روى مىكنند، آنان اولیاى خدا هستند كه هیچ ترس و اندوهى بر ایشان نیست.»

باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غیبت» و «اطاعت در ظهور»، براى شیعیان حضرت قائم(علیه السلام)، نشان دهنده نوعى ملازمت بین ایندو وصف است. به این معنا كه شیعیان منتظر در دوران غیبت چنان امام خود را شناخته و در اطاعتش مىكوشند كه اگر دوران ظهور تحقق مىیافت، در زمره مطیعین حقیقى او بودند.

هـ ) حزن و اندوه بر مصائب غیبت و دعا براى ظهور :

سدیر صیرفى گوید: با برخى از اصحاب بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدیم، او را نشسته بر خاك دیدیم، در حالى كه عبایى خشن با آستین كوتاه پوشیده و با قلبى سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، مىگریست، رنگ چهرهاش تغییر كرده و اندوه از گونههاى مباركش پیدا بود و اشكهایش، لباسش را خیس كرده بود وناله مىكرد:

«مولاى من! غیبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمین را بر من تنگ نموده و آسایش دلم را از من گرفته است!

مولاى من! غیبت تو، بلا و مصیبت مرا به فاجعههاى ابدى پیوند داده، و از دست دادن یاران، یكى پس از دیگرى، اجتماع و شماره ما را از بین برده، هنوز سوزش اشكى كه از چشمم مىریزد و نالهاى كه از دلم بر مىخیزد با یاد بلاها و سختىهاى ـ دوران غیبت تو ـ پایان نیافته كه درد و رنج شدیدتر و دردناكترى در برابر دیدگانم شكل مىگیرد!»

سدیر گوید: شگفت زده پرسیدیم این ماتم وگریه براى چیست؟!

امام صادق(علیه السلام) آهى عمیق و سوزناك كشید و فرمود:

اى واى! صبح امروز، در كتاب جفر نظر مىكردم و در باره ولادت و غیبت طولانى و طول عمر قائم ما و بلاهاى مؤمنین در آن زمان و ایجاد شك و تردید در اثر طول غیبت و ارتداد اكثریت مردم از دین و خروج آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتى داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چیره شد.»( [10] )

وقتى حال امام صادق(علیه السلام) ـ كه حدود یكصد سال قبل از آغاز دوره غیبت مىزیسته است ـ چنین باشد، باید دید حال سرگشتگان دوران غیبت و دورماندگان از چشمه زلال ولایت چگونه باید باشد، بیهوده نیست كه در هر مناسبتى شادى آفرین یا غمبار، سفارش به قرائت دعاى ندبه شدهایم كه حدیث اشك و سوز دل منتظران حضرت مهدى(علیه السلام) است.

وبى مورد نیست كه این چنین بر دعاى براى فرج در زمان غیبت، تأكید شده است.

امام زمان(علیه السلام) مىفرماید: «اكثر و الدعاء بتعجیل الفرج».( [11] )

«براى نزدیك شدن ظهور و فرج، بسیار دعا كنید.»

 



icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 06:07 ق.ظ مرتبط با انتظار | لینک | نظرات ]

icon سنّت انتظار


سنّت انتظار

از آن زمان كه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) سخن از جهانى شدن آیین توحید، به دست حضرت مهدى(علیه السلام)، به میان آورد و نوید غلبه اسلام بر تمامى ادیان را به مسلمانان داد، و بهترین عبادت را انتظار فرج اسلام و مسلمین به حساب آورد( [12] )، مسلمانان دیده انتظار به راه دولت كریمهاى دوختند كه در آن اسلام و اسلامیان عزّت مىیابند و كفر و نفاق به ذلّت و زبونى گرفتار مىآیند.( [13] )

در دوران پس از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) نیز، هر زمان كه فتنه خلفاى جور شدت مىگرفت، پیشوایان معصوم (علیهم السلام) مىكوشیدند با انگیزش انتظار، امید را در دلهاى ستم دیدگان زنده نگه دارند وشور مقاومت و مبارزه را در وجودشان بر انگیزانند.

چنانكه امیرالمؤمنین على (علیه السلام) به اصحاب خویش مىفرمود:

«انتظروا الفرج، و لاتیأسوا من روح اللّه، فاِنَّ احب الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج (إلى أن قال الأخذ بأمرنا معنا غداً فى حظیرة القدس و المنتظر لأمرنا كالمتشحّط بدمه فى سبیل اللّه.»( [14] )

«چشم انتظار فرج باشید و از یارى و رحمت خدا نا امید نشوید، به یقین، محبوبترین كارها در نزد خدا، انتظار فرج است (تا آنجا كه فرمود كسى كه به امر ولایت ما چنگ زند، فرداى قیامت در روضه رضوان با ما خواهد بود و كسى كه د رانتظار امر ما به سر ببرد، مانند كسى است كه در راه خدا به خون غلطیده باشد».

تأكید بر امر انتظار فرج، از طرف پیشوایان دین تا آنجا بود كه بسیارى از اصحاب، شرایط موجود زمان خود را براى حصول فرج كافى دانسته، امام آن دوران را به عنوان صاحب الامر مىپنداشتند و در این باره از او سئوال مىكردند. چنین توهمى در دهها روایت، از جمله روایت شعیب بن ابى حمزه در برابر امام صادق (علیه السلام) و ریّان بن الصلت، در برابر امام رضا(علیه السلام) مطرح گردیده كه مىپرسد:

أنت صاحب الأمر؟( [15] )

و نیز در همان زمانها، كسانى از موالیان اهلبیت (علیهم السلام) بودند كه بر سنّت انتظار فرج آنچنان پافشارى مىكردند كه به ترك كسب و كارشان مىانجامید. بطور نمونه مىتوان از شخصى به نام عبدالحمید واسطى نام برد كه خدمت امام محمد باقر (علیه السلام)مىرسد و مىگوید: «اصلحك اللّه، لقد تركنا اسواقنا انتظاراً لهذا الامر».

خدا امرت را اصلاح كند، ما به خاطر انتظار این امر، كار و كسب خویش در بازارها را رها كردهایم.

امام صادق (علیه السلام) به عنوان تأیید و تصدیق موضع منتظرانه او مىفرماید:

«یا عبدالحمید! أترى من حبس نفسه على اللّه عزّوجلّ، لا یجعل اللّه له مخرجَاً؟ بلى، واللّه لیجعلنَّ له مخرجاً».( [16] )

«اى عبدالحمید! آیا به نظر تو كسى كه خودش را وقف براى خداى عزّوجلّ نموده باشد خداوند برایش فرج و گشایشى حاصل نمىفرماید؟ چرا، به خدا سوگند كه حتماً براى او گشایش و رهایى قرار مىدهد».

سنّت انتظار در دوران غیبت حضرت مهدى(علیه السلام) به حق، جلوهاى ویژه دارد. منتظران حقیقى این دوران، هیچ شبى را بدون حالت انتظار به صبح نرساندند، انتظار تا آنجا كه شمشیر بر زیر بستر خود مىنهادند تا اگر فردا روز ظهور باشد، بىدرنگ به یارى مولاىشان بشتابند.



icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 06:07 ق.ظ مرتبط با انتظار | لینک | نظرات ]

icon ولایت فقیه


ولایت فقیه

ولایت فقیه پرتوى از ولایت امام زمان (علیه السلام)، و ولایت امام زمان(علیه السلام)پرتوى از ولایت پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم)، و ولایت پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) پرتوى از ولایت اللّه جلّ و علا است.

از دیدگاه مكتب توحید، مالك همه چیز و همه كس خداست و همچنین مالكیت مطلقه او منشأ حاكمیّت مطلقه اوست. از این رو بنابر اعتقاد موحّدان، هر حكومتى باید از حكومت اللّه سر چشمه گیرد و بر اساس اراده و اجازه او تشكیل شود.

آن زمان كه خداوند پیامبرانش را براى هدایت انسانها فرستاد، حقّ زمامدارى آنان را نیز امضا فرمود و همگان را به تبعیّت و فرمانبرى آنان در همه زمینهها دعوت نمود.

در باره پیامبر گرامى اسلام فرمود: «فلا و ربك لایؤمنون حتّى یحكّموك فیما شجر بینهم، ثم لایجدوا فى انفسهم حرجاً ممّا قضیت و یسلّموا تسلیماً».( [17] )

«قسم به پروردگار تو! این مردم مؤمن واقعى نخواهند بود، مگر آنكه حكومت و داورى تو را در همه موارد مورد اختلاف خویش بپذیرند، سپس نسبت به رأى و قضاوت تو ـ حتّى اگر مخالف منافع آنان باشد ـ كاملا تسلیم باشند و حتّى در درون دل خویش، هیچگونه نارضایتى و ناراحتى احساس نكنند».

و نیز در همین باره فرمود: «النبى اولى بالمؤمنین من أنفسهم».( [18] )

« ـ در رعایت مصالح فردى و اجتماعى ایمان آوردگان ـ ولایت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)بر جان و مال آنان بالاتر و بیشتر از ولایت خود آنان است».

بدیهى است كه این ولایت با رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) پایان نمىپذیرد. و حفظ حدود اسلام و استقرار نظام مسلمین كه حكمت امضاى چنین ولایتى براى آن حضرت(صلى الله علیه وآله وسلم)، بود پس از او نیز استمرار مىیابد. و بدین طریق ائمه بزرگوارى كه وارثان تمام شئون پیامبر ـ غیر از نبوّت ـ مىباشند عهده دار این ولایت و حاكمیت به حساب مىآیند.

امام رضا (علیه السلام) مىفرمایند: «إنّ الامامة خلافة اللّه و خلافة رسوله(صلى الله علیه وآله وسلم) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خلافة الحسن و الحسین(علیهما السلام). إن الامام زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عزّ المؤمنین، الامام أسّ الاسلام النامى و فرعه السامى. باالامام تمام الصلوة و الزكوة و الصّیام و الحج و الجهاد و توفیر الفیىء و الصدقات و امضاء الحدود و الاحكام و منع الثغور و الاطراف».( [19] )

«براستى امامت، خلافت از خدا و خلافت رسولخدا (صلى الله علیه وآله وسلم) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خلافت حسن و حسین (علیهما السلام) است. براستى امامت، زمام دین ونظام مسلمین وصلاح دنیا و عزّت مؤمنان است.

امام، بنیاد رشد كننده اسلام و شعبه والاى آن است. به وسیله امام است كه نماز و زكات و روزه و حج و جهاد شكل مىگیرند و كمال مىیابند و خراج و صدقات فزونى مىپذیرند و حدود و احكام الهى اجراء مىشوند و مرزها و جوانب مملكت اسلامى محفوظ مىمانند».

در این دوران، امام زمان حضرت مهدى (علیه السلام) كه از جانب خدا و به تبعیّت از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دارنده همه شئونات مذكور است، در پس پرده غیبت بسر مىبرد و از سوى دیگر تردیدى نیست كه باغیبت آن بزرگوار، خداوند حكیم، پیروان او و امّت بزرگ اسلام را بىسرپرست و بلاتكلیف نمىپسندد.

پس یا باید پذیرفت كه خداوند امر تعیین حاكم و ولىّ امر را مطلقاً بر عهده خود مردم وا نهاده است كه ممكن نیست. چون شرایط غیبت، حكمتهاى جعل حاكم و ولىّ امر الهى را تغییر نداده بلكه آن را ضرورىتر مىسازد، و خدایى كه در دوران حضور پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و امام(علیه السلام)مردم را بىرهبر و سرپرست نپسندیده، وا نهادگى آنان را در زمان غیبت امضا نمىفرماید.

و یا باید قبول كرد، كه در دوران غیبت نیز، اشخاصى با بهرهگیرى از ولایت الهى و حق حاكمیت پیامبر و امام، در چهار چوبه كلمات راهگشا و فرمایشات مسئولیت بخش خود آن بزرگواران، حق ولایت و وظیفه سرپرستى مسلمین را بر عهده دارند.

اسحاق بن یعقوب از امام زمان(علیه السلام) طى نامهاى مىپرسد كه به هنگام غیبت شما در حوادثى كه روى مىدهد به چه كسى مراجعه كنیم؟ فرمود:

«اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلى رواة حدیثنا فانّهم حجّتى علیكم و انا حجّة اللّه.»( [20] )

«در حوادث و رویدادهایى كه براىتان پیش مىآید به راویان حدیث ما مراجعه كنید كه آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدایم».

امام حسن عسكرى(علیه السلام) فرمودند: «فامّا من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لأمر مولاه، فللعوام أن یقلّدوه.»( [21] )

«هر فقیهى كه نگهدارنده نفس ـ از انحرافات و لغزشها ـ و حفظ كننده دین و مخالف با هواهاى نفسانى و مطیع امر مولاى خویش باشد، بر عامّه مردم است كه تقلید كننده ـ و تابع ـ او باشند».

و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ینظر اِنّ من كان منكم ممن روى حدیثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فلیرضوا به حكماً فانّى قد جعلته حاكماً».( [22] )

«آنان كه باهم اختلافى دارند باید بنگرند و یك نفر از بین شما را كه راوى حدیث ما و صاحب نظر در حلال و حرام، باشد و احكام ما را بشناسد شناسایى كنند و او را «حَكَم» قرار دهند زیرا من او را حاكم بر شما قرار دادم.

ساده اندیشانه خواهد بود اگر كسى بگوید دائره این «حجّت قرار گرفتن» و «لزوم تبعیت و تقلید» و «جعل حاكمیت» فقط منحصر در اختلافات شخصى دو نزاع كننده یا پارهاى فروع فقهى مىباشد، و امام زمان(علیه السلام) و سایر امامان بزرگوار در این فرمایشات به امر مهم حكومت و راهبرى اجتماع بر اساس قواعد اسلام و قرآن، نظرى نداشته و تشكیل حكومت اسلامى و كیفیت پیاده شدن احكام اجتماعى این دین مبین را، در این احادیث ونظایر آنها، نادیده گرفته و دست فتنه پردازان دوره غیبت را در بازیچه قرار دادن نظام اسلام و مسلمین، كاملا باز قرار دادهاند!!

امام راحل (قدس سره) در مبحث ولایت فقیه از «كتاب البیع» بعد از نقل و بررسى دهها دلیل و روایت معتبر مىفرماید:

از آنچه بیان شد نتیجه مىگیریم كه فقهاء از طرف ائمّه (علیهم السلام) در جمیع آنچه در اختیار آنان بوده است، داراى ولایت هستند. مگر دلیلى بر اختصاص امرى خاص به معصوم (علیه السلام)اقامه شود كه در آن صورت، این اصل كلى، استثناء مىخورد ... .

ما قبلا گفتیم همه اختیاراتى كه در خصوص ولایت وحكومت براى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه(علیهم السلام) معیّن شده است، عیناً براى فقیه نیز معیّن و ثابت است. امّا اگر ولایتى، از جهت دیگر غیر از زمامدارى و حكومت، براى ائمه (سلام اللّه علیهم) معین و دانسته شود، دراین صورت فقهاء ازچنین ولایتى برخوردار نخواهند بود. پس اگر بگوییم امام معصوم(علیه السلام)راجع به طلاق دادن همسر یك مرد یا فروختن و گرفتن مال او ـ گرچه مصلحت عمومى هم اقتضا نكند ـ ولایت دارد، این دیگر در مورد فقیه، صادق نیست و او در این امور ولایت ندارد، و در تمام دلایل كه پیشتر راجع به ولایت فقیه گفتیم، دلیلى بر ثبوت این مقام براى فقها وجود ندارد. چنانكه در كلام امام راحل (قدس سره) اشاره شده ولایت فقیه با همه گستردگىاش در حیطه حفظ مصلحت عمومى جامعه اسلامى شكل مىگیرد.

به عبارت دیگر، فقیه جامع الشرایط در هر شرایط زمانى و مكانى و اجتماعى باید راهى رابرگزیند كه مكتب و مقرّرات آن بهتر اجرا شود. و به تعبیر فقها، باید «غبطه مسلمین» را رعایت نماید، به این معنا كه در همه امور باید آنچه را كه بیشتر به صلاح اسلام و مصلحت مسلمین است اختیار كند.

از همین دیدگاه است كه در حكومت اسلامى دوران غیبت، تشكیل قواى سهگانه قانونگذارى، قضایى، اجرایى و نهادهاى نظارتى از طرف فقیه ضرورت مىیابد وبا همه اختیاراتى كه ولىّ فقیه در اداره اجتماع دارد، باز هم مراجعه به آراى مردم در امورى چون تعیین رئیس جمهور و نوّاب مجلس و غیره معنا پیدا مىكند.



icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 06:07 ق.ظ مرتبط با انتظار | لینک | نظرات ]

icon مقدّمات ظهور


مقدّمات ظهور

بدون شك پیش از ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) علامات و نشانههایى پدید خواهد آمد كه طى روایات زیادى از زمان رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) و امیرالمؤمنین(علیه السلام)تا زمان خود مولا امام زمان(علیه السلام) بر آنها تأكید مىشده است.

الف ـ برخى از این نشانهها مربوط به پدیدههاى طبیعى است: همچون بروز طاعون، خشكسالى، كسوف و خسوف در رمضان و برخى دیگر مربوط به پدیدههاى اجتماعى مىباشد; مانند بروز جنگهاى متعدّد، خروج سفیانى، فساد اجتماعى و دستهاى دیگر پدیدههاى غیر طبیعى ویژهاى است: چون صیحه آسمانى، سرخى آتشگونهاى در آسمان، فرو رفتن لشكرى در زمین.

ب ـ برخى از این نشانهها اختصاص به زمان خاصى ندارد : و ممكن است سالها بلكه دهها سال قبل از ظهور اتفاق بیفتد. اما برخى دیگر از آنها اختصاص به سال ظهور دارد: چنانكه در روایتى از قول امام صادق(علیه السلام) آمده است: «قبل از قیام قائم(علیه السلام) پنج واقعه اتفاق مىافتد: خروج یمانى و قیام سفیانى، نداى آسمانى، فرو رفتن لشكر در بیداء و كشته شدن نفس زكیّه.»

و در حدیثى دیگر فرمود: «لیس بین قائم آل محمد و قتل نفس الزكیّه اِلاّ خمسة عشر لیلة».

«بین ظهور قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) و كشته شدن نفس زكیّه، بیش از پانزده شب فاصله نیست».

ج ـ بعضى از این نشانهها، قطعى و حتمى است و برخى دیگر نشانههاى غیر قطعى به شمار آمدهاند كه در تعیین این جهت، بین روایات این باب، اختلاف وجود دارد.

قابل تذكّر این كه، علیرغم بحثهاى جنجالى و اختلاف آفرینى كه گاهى بر سر بروز پارهاى نشانهها و مقدار دلالت آن بر نزدیك شدن ظهور خجسته مولا امام زمان (علیه السلام) پیش مىآید، باید توجّه داشت كه:

اولا: هیچ كس حق ندارد با استناد به نشانهاى خاص كه به نظر او یقیناً از علامات ظهور شمرده مىشود، وقتى خاص را براى ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) تعیین نماید; زیرا در آن صورت به تصریح خود مولا، مشمول «كذب الوقّاتون» شده و در هر رتبه علمى و اجتماعى هم كه باشد، باید مورد تكذیب قرار گیرد.

ثانیاً: آنچه اهمیت دارد حفظ آمادگى مردم براى ظهور امام زمان(علیه السلام)است بهگونهاى كه هر صبح و شام آمادگى داشته باشند كه اگر امر فرج امضاء شد، بتوانند به یارى او قیام كنند و در راه اهداف الهى او از مال و جان و امكانات خویش در گذرند. به عبارت دیگر: حتّى در صورتى كه بر فرض، هیچ نشانهاى بر قرب ظهور دلالت نكند، نمىتوان غافلانه به زندگى عادى پرداخت و از وظیفههایى كه شیعه و همه مردم نسبت به ساحت مقدس امام زمان (علیه السلام) دارند، غفلت كرد.

ثالثاً: نظام جمهورى اسلامى در ایران بهترین زمینه را براى آزمایش منتظران در كیفیت یارى رسانى به امام عصر (علیه السلام) فراهم كرده است، لذا برهمه منتظران حقیقى امام زمان (علیه السلام) است كه همه امكانات خویش را در حفظ این نظام و تضمین بقاى آن، در راستاى احكام و قرآن و ولایت به كار گیرند.

رابعاً: میزان پایبندى كسانى كه همواره دم از امام زمان (علیه السلام)مىزنند وبر سر اثبات فلان نشانه ظهور و حكایت فلان دیدار با مولا كتابها مىنویسند، باید به مقدار فداكارى آنان در هدایت اجتماعى و بر قرارى عدالت و مسئولیت پذیرى آنان در این راه، قابل اثبات باشد.



icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 06:07 ق.ظ مرتبط با انتظار | لینک | نظرات ]

icon نگاهى به دوران پس از ظهور


نگاهى به دوران پس از ظهور

دوران پس از ظهور حضرت مهدى (علیه السلام)، بدون شك، والاترین، شكوفاترین وارجمندترین فصل تاریخ انسانیّت است. دورانى كه وعدههاى خداوند در خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان وراثت صالحان عملى مىگردد و جهان با قدرت الهى آخرین پرچمدار عدالت و توحید، صحنه شكوهمندترین جلوههاى عبادت پروردگار مىشود.

در احادیث مختلفه، گوشههایى از عظمت آن دوران به تصویر كشیده شده است:

1 ـ حاكمیت اسلام در سراسر هستى:

امام باقر (علیه السلام) در تفسیر این آیه از قرآن كریم: «و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة و یكون الدّین للّه»( [23] ) مىفرماید:

«تأویل این آیه هنوز نیامده است. پس زمانى كه تأویل آن فرا رسد، آنقدر از مشركین كشته مىشوند تا بقیّه، خداى عزّوجلّ را به آیین توحید پرستش نمایند و هیچ آثارى از شرك باقى نماند، و این امر در قیام قائم ما، تحقق خواهد یافت».

امام صادق (علیه السلام) نیز فرمود: «اذا قام القائم لایبقى أرض اِلاّ نودى فیها شهادة أن لا اِله اِلاّ اللّه و أنّ محمداً رسول اللّه».( [24] )

«زمانى كه حضرت قائم قیام كند، هیچ سرزمینى نمىماند مگر اینكه نداى شهادتین ـ لا اِله اِلاّ اللّه و محمد رسول اللّه ـ در آن طنین اندازد».

2 ـ اقامه كامل حدود الهى:

امام كاظم (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه «یحیى الأرض بعد موتها»( [25] ) با اشاره به قیام حضرت مهدى (علیه السلام) فرمود:

«مراد این نیست كه خداوند زمین را با باران زنده مىكند، بلكه خداوند مردانى را بر مىانگیزد كه زمین را با احیاى عدالت و اقامه حدود الهى زنده مىسازند».( [26] )

3 ـ احیاى قرآن و معارف قرآنى:

امیرالمؤمنین (علیه السلام) با اشاره به قیام حضرت مهدى (علیه السلام) فرمودند:

«كأنّى أنظر إلى شیعتنا بمسجد الكوفة. و قد ضربوا الفساطیط یعلّمون النّاس القرآن كما أنزل.»( [27] )

«گویا شیعیان ما اهلبیت را مىبینم كه در مسجد كوفه گرد آمده و خیمههایى زدهاند و در آنها قرآن را آنچنانكه نازل شده است به مردم مىآموزند».

مولا على (علیه السلام) در خطبهاى دیگر، در باره عمل كَردِ حضرت مهدى(علیه السلام) پس از ظهور فرمودند:

«یعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهدى على الهوى و یعطف الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأى.»( [28] )

«آن هنگام كه مردم هدایت را تابع هواى خویش قرار داده باشند، او مىآید و خواستههاى نفسانى را به تبعیّت از هدایت مىكشاند.

و آن زمان كه مردم قرآن را مطابق نظر و رأى خود توجیه كرده باشند، او مىآید و رأى و اندیشه را به خدمت قرآن مىگیرد و آن را در مطابقت با قرآن شكل مىبخشد».( [29] )

4 ـ گسترش عدالت و رفع ستم:

رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «المهدى من ولدى، تكون له غیبة. ادا ظهر یملأ الأرض قسطاً وعدلا كما ملئت ظلماً و جوراً.»( [30] )

«مهدى(علیه السلام) از فرزندان من است. او را غیبتى هست. زمانى كه ظهور كند، زمین را از قسط و عدل پر سازد چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد».

این حدیث و نظایر آن، در كتب شیعه و سنى، از شهرت و تواتر فوق العادهاى برخودار است. و در اغلب آنها عناوین قسط و عدل در كنارهم آمده است كه یقیناً فرقهایى با یكدیگر دارند. مانند اینكه گفتهاند: عدل اعم از قسط است. قسط فقط رعایت حق دیگران است و عدل، رعایت حق همه چیز و همه كس; قسط فقط در مورد دیگران بكار مىرود و عدل در مورد رابطه انسان باخود، باخدا و با دیگران; قسط ضد جور است و عدل ضد ظلم.

5 ـ تجدید اسلام:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اذا قام القائم (علیه السلام) دعا الناس إلى الاسلام جدیداً».( [31] )

«زمانى كه حضرت قائم (علیه السلام) قیام مىكند مردم را مجدّداً به اسلام فرا مىخواند».

دوران پر فراز و نشیب پس از رحلت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و روى كار آمدن اسلام خلافت، موجبات تحریف و توجیه مبانى اسلامى و معارف دینى را فراهم كرد. و دور ماندن مردم از اهلبیت (علیهم السلام) كه پاسداران حریم اسلام ناب محمّدى بودند، خصوصاً در دوران غیبت طولانى امام زمان(علیه السلام)، چنان فكر و اندیشه مسلمین را با حقایق وحى بیگانه كرد كه امام صادق (علیه السلام) به دنبال همان فرمایش فوق مىفرماید:

«او دو باره مردم را به اسلام دعوت مىكند و به امرى هدایت مىكند كه از میان رفته است و مردم، از مسیر آن گمراه شدهاند. همانا حضرت قائم (علیه السلام)، «مهدى» نامیده شده است به خاطر آنكه به امرى گم شده هدایت مىكند و «قائم» نامیده شد از آن رو كه به «حق» قیام مىكند».( [32] )

امام باقر(علیه السلام) در باره سیره حضرت مهدى(علیه السلام) فرمود:

«آنچه را پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) انجام داد او نیز انجام مىدهد، بنیانهاى پیشین را در هم مىشكند، چنانكه رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) امر جاهلیت را در هم شكست، و او اسلام را دو باره از سر مىگیرد. «و یستأنف الاسلام جدیداً».( [33] )

6 ـ كمال دانش و معرفت:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «علم بیست و هفت حرف است ـ بیست و هفت قسمت دارد ـ همه معارفى كه پیامبران صلوات اللّه علیهم آوردهاند، دو حرف است. پس مردم تا امروز بیش از این دو حرف را نشناختهاند. «فاذا قام قائمنا أخرج الخمسة و العشرین حرفاً فبثَّها فى النّاس و ضممّ الیها الحرفین» پس زمانى كه قائم ما قیام كند بیست و پنج حرف دیگر را ظاهر ساخته و با آن دو حرف قبلى ضمیمه ساخته و در بین مردم منتشر گرداند».( [34] )

ابزار دانش اندوزى آنچنان گسترش مىیابد و فراگیرى معارف آنقدر آسان مىشود كه همگان در همه جا به زینت علم و معرفت دست مىیابند و از دانش یكدیگر بىنیاز مىشوند.

امام باقر (علیه السلام) فرمود:

«تؤتون الحكمة فى زمانه، حتّى أنّ المرأة لتقضى فى بیتها بكتاب اللّه تعالى و سنّة رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم)».( [35] )

«در زمان حضرت مهدى (علیه السلام)، به دانش و حكمت دست مىیابید تا آنجا كه زن در خانهاش، بر اساس كتاب خداى تعالى و سنّت رسولخدا (صلى الله علیه وآله وسلم) قضاوت مىكند».

و امیرالمؤمنین (علیه السلام) در باره دوران پس از ظهور مهدى (علیه السلام)فرمود:

«یُقذف فى قلوبهم العلم، فلایحتاج مؤمن إلى ماعند اخیه من علم».( [36] )

«دانش در دلهاى مؤمنین انداخته مىشود، در آن زمان مؤمن، نیازى به دانش برادر ایمانى خویش پیدا نمىكند».

7 ـ رشد عقلى:

امام باقر (علیه السلام) فرمود: «اذا قام قائمنا وضع اللّه یده على رئوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم».( [37] )

«آن زمان كه قائم ما (علیه السلام) قیام كند، خداوند دستش را بر سر بندگان گذارد و بدین وسیله عقول آنان را جمع كند و سامان بخشد و فكر و اندیشه آنان را كامل گرداند».

اگر پذیرفته باشیم كه «همه خوبىها را به عقل مىتوان دریافت».( [38] )

و «دین انسان به عقل اوست و هر كه عقل ندارد دین ندارد».( [39] )

و «عقل راهنماى انسان مؤمن است».( [40] )

و «دین شخص، استقامت نیابد مگر آنكه عقل وى استقامت یابد».( [41] )

و دین شخص را باید به میزان عقل او سنجید كه «نباید اسلام كسى شما را به شگفت آورد، مگر زمانى كه كنه و عمق عقل او را در یابید».( [42] )

و ارزش عمل خیر را باید به مقدار عقل شخص دریافت كه «مردم كارهاى شایسته مىكنند، امّا پاداش خویش را روز قیامت به قدر عقولشان دریافت مىدارند».( [43] )

اگر كلام پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) را ـ در آنچه نسبت به اهمیت عقل و نقش حیاتى آن ذكر شد ـ باور داشته باشیم، بهترین رهآورد ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)را در همین ویژگى جستجو مىكنیم. از آن رو كه ریشه همه مشكلات ما ـ در نفس ابتلاى به غیبت و در خسارتهایى كه به دنبال غیبت مولایمان دامنگیرمان شده ـ در كم سویى نور عقل، و تیرگى آیینه اندیشه صحیح است.

8 ـ امنیّت و آسایش:

در زمان او «گوسفند وگرگ» و «گاو و شیر» و «انسان و مار» به امنیت مىرسند( [44] ) از صحف ادریس (علیه السلام) نقل شده:

«در زمان خروج قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)امنیت به زمین بخشیده مىشود، ضرر رسانیدن و ترس از یكدیگر از بین مىرود. درندگان و حیوانات اهلى بین مردم زندگى مىكنند و برخى از آنان برخى دیگر را آزار نمىرسانند».( [45] )

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «تمشى المرئة بین العراق و الشام لاتضع قدمیها اِلاّ على النبات و على رأسها زینتها. لایهیجها سبع ولاتخافه».( [46] )

«در دولت حضرت مهدى (علیه السلام) زنى بین عراق و شام راه مىپیماید در حالى كه گامش را ـ از كثرت آبادانى زمین ـ جز بر سبزه و گیاه نمىنهد. و با اینكه زینت و زیور خویش را بر سر و چهره دارد هیچ درندهاى به او حمله نمىكند و آن زن ـ در اثر اطمینان به امنیّت موجود ـ ترسى به دل راه نمىدهد».

9 ـ یگانگى و اتحاد و محبّت:

امیرالمؤمنین (علیه السلام) از رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) مىپرسد: آیا مهدى (علیه السلام)از بین ما، خاندان محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) است یا از غیر ماست؟ رسولخدا مىفرماید:

«نه; بلكه از بین ماست. خداوند دین را به او خاتمه مىبخشد چنانكه به ما آغاز فرمود. و مردم به وسیله او از فتنهها رهایى مىیابند چنانكه به وسیله ما از شرك نجات یافتند. و خداوند به وسیله او بعد از دشمنى و فتنه، الفت برادرانه ایجاد مىكند چنانكه بوسیله ما بعد از دشمنى شرك، الفت در دین ایجاد فرمود.»( [47] )

و امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «و یؤلّف به بین القلوب المختلفه».( [48] )

«و خداوند به وسیله حضرت مهدى (علیه السلام) بین دلهاى مخالف، الفت و دوستى ایجاد مىكند».

و در حدیثى دیگر فرمود: «لوقد قام قائمنا، لأنزلت السماء قطرها ولأخرجت الأرض نباتها و اذهبت الشحناء من قلوب العباد».( [49] )

«اگر قائم ما قیام نماید، آسمان، بارانش را نازل كند و زمین، گیاهانش را برویاند و كینه و دشمنى و ستیزهجویى از دلهاى بندگان برود».

10 ـ تطهیر زمین از گناه:

امام صادق(علیه السلام) در بیان حال مردم پس از ظهور مهدى(علیه السلام)فرمود:

«و لا یعصون اللّه عزّوجلّ فى ارضه».( [50] ) در زمین به نافرمانى خدا نمىپردازند

icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 06:07 ق.ظ مرتبط با انتظار | لینک | نظرات ]

icon 1. پرتوى از فرمایشات نورانى قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله)


 

1.       پرتوى از فرمایشات نورانى قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله)

كلام جانبخش حضرت مهدى(علیه السلام)، كه در ضمن دیدارهایى با موالیان حقیقى و شیعیان خاص، یا در توقیعات شریفه از ناحیه مقدسه آن بزرگوار صادر شده است، در همه ابعاد، الهام دهنده، راهگشا، تعهّد بخش و حركت آفرین است.

تدبّر در نمونههایى از سخنان حضرت، مىتواند شیوایى و غناى معجزه آساى آن را به ما بشناساند و در راستاى شناخت بیشتر آن امام كریم و عمل به خواستههاى خدا جویانه وارشادات حكیمانه ایشان، یاریگرمان باشد.

معرّفى خویشتن:

*یگانه مظهر الهى: «انا بقیّة اللّه فی أرضه».

من یگانه مظهر و الهى باقیمانده در زمین هستم.( [51] )

*حجّت خدا: «انا حجّة اللّه على عباده».

من حجّت خداوند بربندگان اویم.( [52] )

*پایان بخش سلسله وصایت: «انا خاتم الأوصیاء».

من آخرین وصىّ پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و پایان دهنده سلسله وصایت مىباشم.( [53] )

*قیام كننده: «انا القائم من آل محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) ».

من، قیام كننده از خاندان پیامبر خدا حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)هستم.

*احیاگر عدلت: «انا الّذى أخرج فى آخر الزّمان بهذا السّیف فاملأ الارض عدلا وقسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً».

من با این شمشیر در آخر زمان قیام مىكنم و زمین را از عدالت و داد، آكنده مىسازم چنانكه از بیداد و ستم پر شده باشد.

*انتقام گیرنده: «انا بقیّة اللّه فى أرضه والمنتقم من اعدائه».

من یگانه مظهر الهى، باقیمانده در زمین و انتقام گیرنده از دشمنان خدایم.( [54] )

*مظهر و همراه حقّ: «ولیعلموا أنّ الحقّ معنا وفینا».

همگان بدانند كه به راستى حقّ با ما و نزد ماست.( [55] )

نقش خویش در حفظ و هدایت مردم:

*واسطه دفع بلاها: «بى یدفع اللّه البلاء عن اهلى و شیعتى».

«به وسیله من است كه خداوند عزّوجلّ بلا و مصیبت را از اهلبیت و شیعیان من دور مىگرداند.»

* سبب امنیّت: «إنى لامان لأهل الأرض كما أنّ النّجوم أمان لاهل السّماء».

«همانا من موجب امنیّت براى اهل زمین هستم چنانكه ستارگان سبب امنیّت اهل آسمانهایند.»

*یاد كرد و مراعات: «انّا غیر مهملین لمراعاتكم ولاناسین لذكركم، ولولا ذلك لنزل بكم اللاَّْواء واصطلمكم الاعداء».

ما در مراعات حال شما كوتاهى نمىكنیم و یادتان را از خاطر نمىبریم و اگر جز این بود بلاهاى سنگین بر شما وارد مىشد و دشمنان، شما را نابود مىكردند.

*مواظبت و مراقبت: «انّا یخیط علماً بأنبائكم ولایعزب عنا شیىء من اخباركم».

«ما به اوضاع و احوال شما آگاهیم و هیچیك از اخبار شما بر ما پوشیده نیست.»

*بهره رسانى: «و امّا وجه الانتفاع بى فى غیبتى فكا لانتفاع بالشّمس اذا غیبها عن الابصار السحاب».

«امّا چگونگى بهره بردن از من در دوران غیبتم مانند بهرهورى از خورشید است زمانى كه ابرها آن را از دیدگان، پنهان ساخته باشند.»

وظیفه شیعیان:

*رجوع به دین شناسان: «و اما الحوادث الواقعه، فارجعوا فیها الى رواه حدیثنا فانّهم حجّتى علیكم و أنا حجّة اللّه».

«امّا در پیشامدهاى روزگار، به راویان احادیث ما مراجعه كنید، زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.»

*محبّت ورزیدن: «فلیعمل كلّ امرء منكم ما یقرب به من محبّتنا».

«پس هر یك از شما باید به آنچه او را به مقام محبّت ما نزدیك مىكند، عمل نماید.»

*دورى از گناه: «فلیدعوا عنهم اتّباع الهوى».

«همگان باید گناه و پیروى از هواى نفس را ترك كنند.»

*تقوى و تسلیم: «فاتّقوا اللّه و سلموا لنا وردّ والامر الینا فعلینا الاصدار كما كان منا الایراد».

«تقواى الهى پیشه كنید و تسلیم ما باشید و امر دین را به ما ارجاع دهید، زیرا بر ماست كه شما را سیراب از سرچشمه بیرون آوریم همچنانكه ما شما را به سرچشمه بردیم.»

*دعاى زیاد: «اكثرو الدعاء بتعجیل الفرج فانّ ذلك فرجكم».

«براى نزدیك شدن ظهور و فرج، زیاد دعا كنید كه به راستى همین دعا، فرج شماست.»

*كسب معارف از اهلبیت(علیهم السلام) «طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لانكارنا».

«جستجوى معارف و دانشها، جز از طریق ما اهلبیت، مساوى با انكار ما است.»

شرط یارى:

*اخلاص و خیر خواهى و تقوى: «انّ اللّه قنعنا بعوائد احسانه و فوائد امتنانه، وصان انفسنا عن معاونة الاولیاء، الاّ عن الاخلاص فى النیّة وامحاض النّصیحة والمحافظة على ما هو أتقى و أبقى و أرفع ذكراً».

«به یقین، خداوند ما را به لطف و احسان مكرّر خویش و به بهرههاى انعام و كرم خود، راضى و خوشنود ساخته، و ما را نیازمند یارى دوستان قرار نداده، مگر آن یارى كه از روى اخلاص در نیّت و خیرخواهى محض صورت گیرد و در آن، بر آنچه به تقواى الهى و بقاى نزد خدا و رفعت جایگاه، نزدیكتر است، محافظت شود.»

*اتحاد و اجتماع دلها: «ولو انّ اشیاعنا ـ و فقهم اللّه لطاعته ـ على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا».

«اگر شیعیان ـ كه خدا براى اطاعت خود توفیقشان دهد ـ در راه وفاى به پیمانى كه بر عهده دارند همدل و همراه مىشدند، سعادت دیدار ما براى ایشان به تأخیر نمىافتاد.»

*پرداخت حقوق الهى: «انّه من اتّقى ربّه من اخوانك فى الدّین و اخرج مما علیه الى مستحقیه كان آمناً فى الفتنة المبطله».

«همانا هر یك از برادران دینى تو، پرهیزگار باشد و حقوق الهى را كه برعهده دارد به مستحقین آن بپردازد ـ به بركت دعا و یارى ما ـ در فتنههاى باطل كننده و ویرانگر، ایمن و محفوظ خواهد ماند.»

*پرهیز از گناه: «فما یحبسنا عنهم الاّ ما یتّصل بنا مما نكرهه ولانؤثره منهم».

«ما را ـ از دیدار و یارى شیعیانمان ـ باز نمىدارد مگر آنچه از كردارهاى ناپسند آنان به ما مىرسد كه براى ما ناخوشایند است و توقّع آن را از ایشان نداریم.»

درباره ظهور:

*وابستگى به اراده خدا: «و امّا ظهور الفرج، فانّه الى اللّه».

«امّا امر ظهور فرج، بسته به اراده خداست.»( [56] )

*ناگهانى بودن: «فانّ أمرنا بغتة فجأة، حین لاتنفعه توبة ... كذب الوقّاتون».

«نسبت به گذشته، كسى را سود نبخشد ... یقین كنندگان وقت ظهور، دورغگویند.»( [57] )

*رهایى از طواغیت: «و إنّى أخرج حین أخرج ولابیعة لأحد من الطّواغیت فى عنقى».

«به یقین، من در حالى قیام خواهم كرد كه بیعت هیچیك از طاغوتهاى دوران برگردنم نباشد.»( [58] )

*حادثهاى در مكّه: «وآیة حركتنا من هذه اللّوثة حادثة بالحرم المعظّم، من رجس منافق مذمّم، مستحل للدّم المحرّم، یعمد بكیده أهل الایمان».

«نشانه حركت ما از این خانهنشینى، واقعهاى در حرم با عظمت مكّه است. حادثهاى كه در اثر پلیدى شخصى منافق و نكوهیده پدید مىآید، كه خونریزى را حلال مىشمارد و با مكر و نیرنگ، قصد جان مؤمنان مىنماید.( [59] )

*یاران وقت ظهور: «فاذا أذنت فى ظهورى فأیّدنى بجنودك واجعل من یتبعنى لنصرة دینك مؤیّدین و فى سبلك مجاهدین».

«خدای زمانى كه اجازه ظهور به من مىدهى، مرا به لشكریان خود یارى فرما، همه كسانى را كه براى یارى دین تو، به پیروى از من بر مىخیزند تأیید كن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار بده.»( [60] )

درباره اهلبیت (علیهم السلام) :

*واسطه آفرینش ورزق: «و امّا الائمة (علیهم السلام) فانّهم یسألون اللّه تعالى فیخلق، و یسألونه فیرزق ایجاباً لمسئلتهم واعظاماً لحقهم».

«امّا امامان (علیهم السلام) از خداى تعالى در خواست مىكنند و خداوند به خاطر اجابت در خواست آنان و بزرگداشت حق ایشان، موجودات را مىآفریند و روزى مىبخشد.»( [61] )

* الگو بودن زهرا سلام اللّه علیها : «و فى ابنة رسول اللّه صلىاللّه علیه وآله و علیها إلىّ أسوة حسنة».

«و در دختر رسول خدا كه درود بر او و پدرش و خاندانش باد، براى من اسوه و الگویى نیكوست.»( [62] )

* عزادارى امام حسین(علیه السلام): «فلئن اخّرتنى الدّهور، و عاقنى عن نصرك المقدور، و لم اكن لمن حاربك محارباً و لمن نصب لك العداوة مناصباً، فلأندبنّك صباحاً و مساء ولأبكینّ علیك بدل الدّموع دماً».

«اگر چه روزگار مرا به تأخیر انداخت، و تقدیر الهى مرا از یارى تو بازداشت و نبودم تا با آنان كه علیه تو جنگیدند بجنگیم، و با كسانى كه به دشمنى تو برخاستند بستیزم، در عوض هر صبح و شام بر تو ناله مىكنم و بجاى اشك در عزاى تو خون از دیده مىبارم.»( [63] )

دیشب به یاد روى تو خون مىگریستم***از من مپرس بىتو كه چون مىگریستم

اى كاش تا كه بودى و مىدیدى از غمت***هردم چسان زسوز درون مىگریستم

تا صبح در فراق تو اى یار مهربان***فریادمىكشیدم و خون مىگریستم

هرشب زهجر ماه رخت، ناله سركنم***سیلاب خون زچشم، روان تاسحر كنم

در جستجوى گوهر وصل تو تابه كى***این دل به موج اشك غمت غوطهور كنم

روى زمین ز سیل سر شكم پر آب شد***خاكى نماند تا كه زهجرت به سر كنم

جانم به لب رسید و در این حسرتم هنوز***كاید دمى كه سیر به رویت نظر كنم

شرمنده از گناه به راهت نشستهام***كو قدرتى كه از سركویت گذركنم

گرجان و دل ز آتش هجر تو سوخت، من***حاشا هواى وصل تو از سر بدر كنم

بسمه تبارك و تعالى

«از خداى متعال فرج و ظهور

ولى عصر (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف) را بخواهیم»

قالَ جَعْفَر بْن مُحَمَّد الصّادِق (علیه السلام) :

مَنْ ماتَ مِنْكُمْ عَلى هذَا الاَْمْرِ مُنْتَظِراً كَانَ كَمَنْ كانَ فى فَسْطاطِ الْقائِم (علیه السلام) .

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هركس از شما در حال انتظار این امر (ظهور مهدى «عجلاللّه تعالى فرجه الشریف» ) بمیرد، همچون كسى است كه در خیمه قائم (در حال جهاد همراه با آن حضرت) باشد.

كمال الدین و تمام النعمة، ص 644



icon
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در پنجشنبه 21 تیر 1386 و ساعت 05:07 ق.ظ مرتبط با انتظار | لینک | نظرات ]


iconامار سایت

جهت تبادل لینک اول لینک مارو گذاشته سپس مارا خبر کنید تا لینکتان ثبت شود در غیر این صورت لینک شما ثبت نمی شود ( لطفا کسانی که لینک مارا نگذاشتن تقاضا


iconآمار بازدیدها:
امروز: 1
دیروز: 1
این ماه:
ماه قبل:
مجموع:
آخرین بازدید:

اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی:
کل مطالب :

icon مدیر سایت:

حسین غلامی (مدیر)

iconنظرسنجی







iconلینکستان

سایت موبایل فارسی
دانلود با سرعت بالا
سایت رسمی روضه العباس علیه السلام
مسلمین
مذهبی فرهنگی
منتظران حجت
افتاب پنهان
حضرت مهدی
کربلایی نریمان پناهی
بابی انت و امی یا زهرا
وقایع شگفت
شلمچه
انتظارحجت
پوسترامام حسین
تفریح و دانلود و آموزش
مثل خدا

همه لینکهاا

iconلینکدونی

مطالب در مورد حضرت مهدی (عج )
بیش از هزاران در مورد حضرت مهدی (عج )
متن كامل مصاحبه عبدالرضا هلالی با روزنامه تلاش
سبک های حاج حسین سیب سرخی
دانلود مداحی
دوره امامت، چگونه آغاز شد؟
میزگرد و مصاحبه با حسن صدیقین و محمود مطهری نیا
ویژگیهای حکومت او
قیام حضرت مهدی و حکومت واحد جهانی
پوستر های مذهبی
داستانهایی از جبهه
پوسترامام حسین
سبکهای سینه زنی حاج محمود کریمی
سبکهای سینه زنی حاج سعید حدادیان
سبکهای سینه زنی حمید علیمی
سخنرانی آیت الله مصباح یزدی
سبکهای سینه زنی سلحشور و میرداماد
سبکهای سینه زنی اهنگران
دانلود مداحی
پوسترحرم امام حسین

آرشیو لینکدونیی