تبلیغات

مرکز اطلاع رسانی امام مهدی ارواحنا فداه - عدالت مهدوی در قرآن

 

 

 

 

 

iconبخش ها

پیامبر اکرم (ص)
حضرت علی (ع)
حضرت زهر ا (س)
امام حسن مجتبی(ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام محمد باقر (ع)
امام جعفر صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام علی بن موسی الرضا(ع)
امام محمد تقی(ع)
امام علی النقی(ع)
امام حسن عسکری (ع)
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 1
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 2
حضرت ابوالفضل عباس(ع)
حضرت زینب (س)
حضرت علی اکبر (ع)
حضرت رقیه (س)
حضرت معصومه (س)
پوستر های مذهبی
زندگینامه
مقالات
پرسش و پاسخ
شناخت نامه
احادیث
انتظار
معجزات
داستانها وحکایت های اموزنده
مفاتیح الجنان
نهج البلاغه
صحیفه سجادیه
ماه مبارک رمضان ۱۳۸۶
ویژه برنامه های محرم(۸۶)

iconبخشها

iconجستجو

iconآرشیو

مهر 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

همه آرشیوها

iconمطالب اخیر

رجعت در اندیشه شیعی
رسالت انسان منتظر
تساهل و تسامح و حکومت مصلح
روایات در رابطه با روش داوری آن حضرت
ایجاد وحشت در دل دشمنان
فتنه گری سفیانی
عنایت مولا و رسوایی دشمن
حقوق امام زمان(ع)
مبانی فکری و کارنامه ننگین فرقه ضاله وهابیت
بنیانگذاران عقائد وهابیت
فرقه وهابیت چگونه به وجود آمد وعقایدش چیست؟
فتوای مفتی سعودی در تخریب گلدسته‌های عسگریین(ع) نقش داشته است
نقدی بر شبهات وهابیت
چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناک بودن آن
افشای ماهیت وهابیت در گفت و گو با عصام العماد
پشت پرده وهابیت
چرا وهابیت؟
جنایات وهابیت
مداحی حاج محمود کریمی شب چهارم محرم 1389
دانلود مداحی حاج محمود کریمی شب سوم محرم 1389

لیست آخرین پستها

iconصفحات

وظایف كلى شیعیان در دوره غیبت امام معصوم،علیه السلام

iconتصاویر تصادفی

 

 

 

icon عدالت مهدوی در قرآن


بحث خود را با قرآن شروع می‌کنیم. آیا می‌دانید سوره یوسف شرح حال امام زمان علیه السلام است؟ از باب نمونه، ما می‌گوییم خدایا، امام زمان را برسان. دعا، توسل، همه این‌ها را داریم، امّا نتیجه مطلوب نمی‌گیریم. آیا قرآن در این باره ساکت مانده است و گفته‌ای ندارد؟ هرگز، برادران یوسف اصرار می‌کنند که بنیامین را هم مثل یوسف تحویل ما بده؛ چرا که اگر او نیاید، سلطان سهمی به ما نخواهد داد. بگذار با ما بیاید. قول می‌دهیم حفظش کنیم. [1] .

http://files.myopera.com/farsmob/tablighat/nedayemahdi-2564.jpg

اهل بیت را به امّت داده‌اند. امّت با آن‌ها همین کار را کرد. مگر قصة یوسف این نبود که یازده ستاره و خورشید و ماه بر او سجده می‌کنند. و تعبیرش این بود که او امتداد برنامة یعقوب و اسحاق و... است و یعقوب می‌گفت که به این‌‌ها نگو، که برایت برنامه‌ریزی و توطئه می‌کنند. الآن هم امام زمان (ع) امتداد همان‌ها است. حالا ما می‌گوییم این یکی را به ما برگردان. خدا به ما می‌گوید: (هل آمنکم علیه الاّ کما امنتکم علی اخیه من قبل؟ یازده امام به شما دادیم. تاریخ آن‌ها نشان داد که از آن‌ها حمایت نکردید، قدرشان را ندانستید. این یکی غیر از بقیه است. این دفعه غیر از دفعات قبل است. این را به شما نمی‌دهم تا به من وثیقه‌ای بسپارید که او را به من بر‌می‌گردانید: قال لن ارسله معکم حتی... [8]  وثیقه را دادند بعد او را فرستاد: فلمّا اتوه موثقهم.... [9]  حالا این امام را هم که ما می‌گوییم بیاید، خداوند از ما وثیقه می‌خواهد. این حمایتی که از امام راحل به عنوان نمایندة آن حضرت شد، این وثیقه است. وقتی برای حفظ نماینده کار شود برای حفظ اصل بیشتر کار می‌شود. چقدر در نیمه خرداد 42 برای این‌که امام جان سالم بدر ببرد به رگبار گلوله بسته شدند. امام مأمور بود که تقیه نکند؛ حالا یا امّت فداکاری می‌کند یا نمی‌کند. اگر امّت عوارض این کار را بپردازد معنایش این است که امّت لایق امام است. زمینة ظهور بهتر فراهم می‌شود. اگر از او حمایت نکند هنوز به اندازة کافی پخته نشده است.
امام بر خلاف سنت‌های گذشته مأمور شد که با سخت‌گیری و پرخاش با شاه و حکومت برخورد کند، و باید عوارض آن را مردم بپردازد. چرا؟ چون آن کسی که منتظرش هستند بیعت کسی بر گردن او نیست. پس امام که می‌خواست نمایندة او باشد باید هیچ بیعتی برگردنش نباشد. دیدید مردم عوارض را خوب پرداختند و حکومتی را برانداختند. وثیقه دیگر، هشت سال دفاع مقدس، آن هم همه‌اش برای برانداختن این جریان. و مردم عوارض استقامت امام را پرداختند. بسیاری می‌گویند که اگر صلح کرده بودیم بهتر می‌شد. این‌جا اصلاً مسأله سنجیدن استقامت امّت موضوعیت داشت. این‌ها همه برای این است که امّت وثیقه‌اش را بپردازد.
امام راحل قطعنامه را قبول کرد. این قبول قطعنامه یکی از وثیقه‌های بسیار مهم بود. چرا؟ چون امام جنبة حسنی و جنبة حسینی دارد. 8 سال امتحانشان را در جلوة حسینی امامت نشان دادند که وفادار هستند. در روز قبول قطعنامه، امام در جلوة امام حسن مجتبی (ع) بود و امّت، امام را قبول داشت. شجاعت در راه اطاعت، استقامت در اطاعت: واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولاتفرقوا [10]  عدم تفرّق در اعتصام به حبل الله. بسیاری شعار عدم تفرّق را می‌دهند، ولی اعتصام به حبل الله را کم مطرح می‌کنند. اصلاً تمام این برنامه‌ها بر محور اعتصام بالله بود. امام گفت صلح با عراق را قبول کردم. امت هم گفتند که آقا رکوع رفتند، این‌ها هم رفتند رکوع. چرا؟ چون این را تواضع در مقابل خدا می‌دیدند، نه تواضع در مقابل صدام. امام برای حفظ اسلام این کار را کرد. امام مجتبی (ع) از ترس خدا صلح کرد، نه از ترس معاویه. به امر خدا مصلحت اسلام را در این دید، به مصلحت عمل کرد.
من معتقد هستم که شما کارهایی را که قرآن کرده و برنامه‌ریزی‌هایی که در قرآن برای این کار شده، آن‌ها را فراهم کنید. وقتی شب تاریک می‌شود به‌طوری که چشم چشم را نمی‌بیند به ما گفتند: «علیکم بالقرآن». بیایید سراغ قرآن. ببینید قرآن چه می‌گوید. بیایید بحث مهدویت در قرآن، بحث همین سنت‌های سوره یوسف را پی‌گیری کنید. ببینید یوسف چه اشکالی داشت که برادران یوسف زیر بار او نمی‌رفتند: اذ قالوا لیوسف... ونحن عصبة [11]  تعصب آنها به قدرت خودشان، مال خودشان، ثروتشان و کارشان بود. آیا امّت با اهل بیت، رفتاری غیر از رفتار برادران یوسف با یوسف کردند؟ مَثَل یوسف و برادرانش مَثَل امام و امّت است. به پیامبر علامت دادند که امام این است. به اندازه‌ای این کار خطرناک بود که همان گفتن آن، مسأله‌ساز می‌شد:...لا تقصص رؤیاک علی... کیداً. [12]  ببینید... بلغ ما انزل الیک...من الناس [13]  را. چرا می‌گوید اگر این را ابلاغ نکردی گویا تمام ابلاغ‌های قبلی را انجام نداده‌ای؟ چرا احتیاط می‌کند که به او بگویند: والله یعصمک من الناس؟ [14]  از باب و لاتقصص رؤیاک... کیداً است. آن‌جا به او می‌گوید نگو، این‌جا ایشان بر اساس این ملاحظه، می‌خواهند نگویند، می‌گوید نه، حجت را تمام کن. قبول نمی‌کنند نکنند. فردا نگویند که به ما نگفتید.
من معتقد هستم این که در این سوره طرح می‌کند نپذیرفتن اول و پذیرفتن آخر را، امامت یک نپذیرفتن اول دارد و یک پذیرفتن آخر. شما دنبال مهدویت هستید؛ یعنی پذیرفتن آخر از جانب امّت. امّتی که نپذیرفته است دوباره بپذیرد. برادرانی که از اول می‌گفتند:...لیوسف... احب الی ابینا منّا و... لفی ضلال مبین، اقتلوا یوسف. [15]  این تمام جریان کربلا است. قتل همة امامان از باب: اقتلوا یوسف... یخل لکم وجه ابیکم [16]  است تا تحت الشعاع نشوند. مأمون، امام رضا (ع) را مسموم می‌کند برای یخل لکم وجه ابیکم. در میان امّت این چراغ نباشد که نورش، مأمون را تحت الشعاع قرار دهد. امّت از اول گفته است: ان ابانا لفی ضلال مبین. [17]  آن‌ها گفتند و این‌ها کردند. اهل‌بیت مطرح هستند. دوباره اهل‌بیت در زمان حضرت مهدی بر می‌گردند: قالوا تالله لقد... لخاطئین. این مهدویت است که امّت اعم از شیعه و غیر شیعه، مانند برادران یوسف، همه آنها بگویند: قالوا تالله لقد اثرک الله علینا و ان کنّا لخاطئین. [18]  حضرت هم بگوید:...لا تثریب علیکم... [19] .
شما دنبال جریان برگشت حضرت هستید. این رفت و برگشت، سیرش در قرآن آمده است. شما این سیر را تطبیق بدهید. ببینید مرحله به مرحله، در چاه انداختن معادل دارد؛ در خانه او قرار گرفتن، در خانوادة اهل بیت مصداق دارد؛ پادشاه شدنش مصداق دارد؛ خواب تعبیر کردنش مصداق دارد؛ در قحطی قرار گرفتنشان مصداق دارد. ببینید الآن عالم اسلام گرفتار قحطی علم است؛ قحطی هدایت است؛ همة آنچه داشته‌اند مصرف کرده‌اند؛ پاسخ به سؤالات نیست. چه‌طور شد برادران سراغ یوسف آمدند؟ اما نمی‌دانند که این یوسف است؛ خوراک خود را باید از او بگیرند. عالم اسلام بر‌می‌گردد و از همین منبع، هدایت می‌خواهد و نمی‌داند این همان برادر اولی او بوده است که از او اعراض کرده است. شما نگاه کنید عالم اسلام از امام امّت استفاده می‌کرد؛ حال از جهت این که او نایب امام زمان است استفاده می‌کردند یا از جهت این که او یک تن از عالمان است؟ شیعه از جهت نیابت برای ایشان شأن قائل است. جمعی هم از جهت این که او یک تن از عالمان است از او استفاده کردند، مانند برادران یوسف که بر او وارد شدند، یوسف این‌ها را شناخت اما آن‌ها نشناختند که این برادرشان است: وجاء اخوة یوسف فدخلوا علیه فعرفهم و هم له منکرون [20]  آنها اصلاً نمی‌دانستند امامت است که دارد بر‌می‌گردد. این امام، آثار امامتی است که از اول انکار شده است. شما می‌دانید کسانی هستند که منکر اصل مهدویت و امامت و منکر غصب خلافت و منکر همة این‌ها هستند، اما عاشق امام هستند....فدخلوا علیه... منکرون همة آن‌ها پشت سر هم می‌گویند: یا ایها العزیز [21]  و نمی‌‌گویند برادر، همانطور که به امام می‌گفتند یا ایها العزیز. آقای مولوی محمد عمر در اندونزی از علمای شافعی است. آمده بود ایران. عاشق امام بود در عین حالی که منکر غصب خلافت، منکر خلافت علی (ع) است و ایشان را خلیفة چهارم می داند؛ منکر امامت همه ائمه؛ اما نسبت به امام عاشق بود. نمی‌داند که این همان است که انکار می‌کند. برگشت اندونزی. مردم اندونزی عاشق او بودند. به خاطر این‌که عاشق امام است. من آن‌جا یک قدری صحبت کردم؛ بعد خواستند هدیه‌ای بدهند؛ یک انگشتر، دربارة این نگین نوشته‌اند: ما هدیه‌ای بهتر از این برای محبت‌های شما نداشتیم. این نگین از سنگ قبر مولوی محمد عمر است. چون عاشق امام بود از تکه‌های سنگ قبرش نگین می‌سازند.
هر استفاده‌ای از امام امّت کردند استفاده از امام زمان (ع) است. شجاعتش، شجاعت خودش نبود. مهتاب را نمی‌شود با آفتاب مقایسه کرد. مهتاب همان آفتاب است. یک واسطه خورده است شده مهتاب وگرنه ماه که از خودش نور ندارد. امام مهتاب بود. نور امامت به او می‌خورد. بازتابِ کسی هست که آینه‌اش جلا داشت؛ صفا داشت. چراغ امامت به او می‌خورد و برمی‌گشت. امام هر چه داشت از امامت بود. الآن هم رهبری هر چه دارد از آن بزرگوار دارد.
من معتقد هستم ما اگر یک بحثی در امامت بکنیم، یک چیزهایی به ذهن ما می‌آید بگوییم، دیگران هم یک چیزهایی به ذهنشان می‌آید بگویند، در نهایت به جایی نمی‌رسیم. پس بهتر است در باب امامت به قرآن رجوع کنیم. امکان ندارد موضوعی به اهمیت غیبت، قرآن نسبت به آن عنایت نداشته باشد و از کنارش با یک آیه یا دو آیه بگذرد. این جریان‌های امروز را در جریان‌های امّت‌های قبل مو به مو می‌بینید. جریان یوسف(ع) همان جریان اهل بیت است. یعنی روز اول که یوسف را بیرون می‌کنند، همان ماجرای کنار زدن حضرت علی(ع) است. روز آخر هم که یوسف را قبول می‌کنند ماجرای ظهور امام زمان و پذیرفتن او است.
کاری که با یوسف کردند با حضرت علی (ع) کردند. دشمنی آنها با علی (ع) به‌خاطر چه بود؟ قرآن چه‌قدر زیبا می‌گوید:...لیوسف و اخوه احبّ [22]  علی و امتش. دشمنی‌ای که به امّت علی دارند، به پیروان علی(ع) دارند، این همیشه هست. از این جهت در جریان یوسف آن ده برادر یک طرف و این یک برادر یک طرف قرار می‌گیرد. ببینید وقتی بنا است عتاب بشود به برادرها که قدر ندانستند، تر و خشک را با هم نمی‌سوزاند. این برادری که قدر می‌دانسته، این را جدا کرد و به او گفت: انی انا اخوک فلا تبتئس بما کانوا یعملون. [23]  از این جهت آن موقعی که این‌ها متهم می‌شوند و به ایشان می‌گویند:...ایتها العیر انکم لسارقون... [24]  ـ عیناً این مسأله برای عالم اسلام دارد واقع می‌شود. ـ شما همة کارهایتان دروغ بود. برادر یوسف در این تهمت نیست؛ چرا؟ چون قبلاً گفته بود که تو غصه نخور؛ من برای این‌که تو را از آن‌ها جدا کنم این کار را می‌کنم. همین طور شیعه را از مجموع مسلمانان در این فتنة آخرالزمان جدا می‌کند. روابطی که برای پیروان اهل بیت در این زمان واقع می‌شود، اتفاقاتی که دارد برای آن‌ها می‌افتد، ببینید وقتی خطاب می‌شود به مجموع برادران: ایتها العیر... لسارقون(همة آن‌ها ناراحت می‌شوند جز یوسف ـ که خودش این برنامه را ریخته است ـ و برادرش که در جریان این قضیه هست. فبدأ بأوعیتهم قبل وعاء اخیه ثم استخرجها من وعاء اخیه... قالوا إن یسرق فقد سرق اخ... [25]  چه‌قدر به خاطر اهل‌بیت به شیعیان فحش دادند؟ هر چه این کرده است آن‌ها آینه است. یعنی ما شیعیان متهم هستیم همانطور که اهل بیت متهم هستند. ان یسرق فقد... قال انتم شرٌُ....
ببینید امّت چه زمانی به سوی امام برمی‌گردد. آن روز آخری که دستشان از همة چاره‌ها کوتاه شد، آمدند و گفتند:...یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضّر... ان الله یجزی المتصدقین. [26]  این آیات به اندازه‌ای بر اوضاع منطبق است که کسانی که می‌خواهند در شب قدر دعای قرآن را بخوانند و اسم اهل بیت را ببرند، وقتی به اسم امام آخر می‌رسند این آیه را مطرح می‌کنند که در رابطه با یوسف است: یا ایها العزیز... ان الله یجزی المتصدقین کار به درخواست صدقه رسیده است. این‌جا که رسید غیبت برمی‌گردد: قال هل علمتم ما... جاهلون، قالوا أ انک لأنت یوسف قال انا یوسف و هذا اخی، قد منّ الله علینا. [27] .
...انا یوسف و هذا اخی، یعنی اهل بیت و شیعیان. شیعه همه جا با اهل بیت و کنارشان بوده است. آن‌قدر این قوم وفادار است، آن‌قدر خدا شکور است که هر جا اهل بیت را می‌آورد، وفاداران به اهل بیت را هم کنارش می‌آورد.
من فکر می‌کنم که شما در این بحث مهدویت خودتان، روی سورة یوسف از جهت تطابقش به مسائل غیبت و ظهور یک مرور مجددی بکنید. من این بحث را نه به عنوان تمام کردن، بلکه به عنوان چاره و اجمالی تذکر دادم که اگرشما وارد دانه دانة آیات بشوید جریان غیبت را می‌توانید شرح بدهید. شما فلسفة غیبت را بیان کنید.
سؤال: دو محور اساسی در بحث هست. یک: بحث مهدویت و اهمیتی که دارد. در این بحث شما چه راهکارهایی را برای تبیین مهدویت پیشنهاد می‌کنید؟ الآن یکی از راهکارهای مهمی که فرمودید این بود که ما به سمت و سوی قرآن بیاییم و در واقع، برای عینی کردن و ملموس کردن مطالب از قرآن بیشتر مدد بگیریم. این یک بحث است.
استاد: قبل از قرآن بحث داریم. اگر انسان شناخته نشود مهدویت شناخته نخواهد شد.
سؤال: بسیار خوب. اهداف، راهکارها، قلمرو....
استاد: کار کردن با انسان، آدابی دارد. به سادگی نمی‌شود انسان را هدایت کرد. انسان اعجوبه است. ببینید شما کمربند ایمنی را می‌کشید که در قفلش بگذارید. گاهی که یک مقدار فشار دهید شل می‌شود و می‌افتد. انسان این است. هر کارش کنند باز می‌ایستد و مقاومت می‌کند. وقتی مقاومت کرد شما چه کار می‌کنید؟ می‌نشینید و ملایم می‌کشید و مواظبید که شُکی پیش نیاید تا بتواند تا آخر بیاید. هر موجودی که سر و کارش با انسان است باید صبورانه کار کند. غیبت یعنی مهلت دادن به انسان برای این‌که بفهمد و بشناسد و دوباره برگردد و قبول کند. شما به فرزند خودتان چیزی می‌گویید، نمی‌گیرد. هیچ نمی‌گویید. چاره ندارید. می‌گذارید سرش به سنگ بخورد، مشکل پیش بیاید؛ بعد در آن حال و هوا به او می‌گویید چند سال پیش به تو گفتم. می‌گوید آن موقع که گفتی من گوشم کَر بود. انسان کَر گوشی دارد؛ کور چشمی دارد؛ گُنگ زبانی دارد؛ تا این هست هیچ کاری نمی‌شود کرد. هیچ پیامبری نمی‌تواند کاری کند. رهایش می‌کنند تا چشمش باز شود؛ گوشش شنوا شود؛ زبانش باز شود؛ دوباره بیاید و از اول آغاز کند. معنی رجعت همین است. اهل بیت دوباره برمی‌گردند. چرا؟ چون وقتی آمدند که این‌ها کور و کر و گنگ بودند. این نعمت بود و این‌ها نبودند. بعداً وقتی که این‌ها گوششان باز شود، چشمشان باز شود، زبانشان باز شود، می‌آید. می‌گوید آن موقع که بود ما نبودیم و حالا که ما آمدیم دست ما به آن‌ها نمی‌رسد. خیر، دست تو به او می‌رسد اما دیگر مفت به تو نمی‌دهند. کارهایی را برای امّت‌های دیگر کرده‌اند، بعد نتیجه بد داده است. با شما این کار را نمی‌کنند. خدا با بنی‌اسرائیل این‌طوری کرد. خدا دریا را برای آن‌ها شکافت. دشمن آن‌ها را در این دریا غرق کرد و خودشان را نجات داد. بعد آمدند به یک قوم بت‌پرست رسیدند، دلشان هوای بت کرد. به آن‌ها گفتند بروید این قلعه را بگیرید. گفتند نه، خودت با خدایت برو آن‌جا را بگیر؛ ما این‌جا نشسته‌ایم. قال فانها محرمة علیهم... یتیهون فی الارض [28]  این دقیقاً جریان اهل بیت است. نیامدند بگیرند؛ نیامدند جنگ؛ خدا هم حرام کرد. یتیهون فی الارض الان این دورة غیبت برای اهل سنت، تیه و سرگردانی است؛ ولی برای ما تیه و سرگردانی نیست؛ برای ما سیر است.
سؤال: برای بیداری و رسیدن به آن نقطه ما باید چه کار کنیم؟
استاد: بحثم این است که انسان را بشناسید که کار کردن با این موجود روش دارد. می‌خواهم این نعمت امامت را به او بدهم. این قدرش را نمی‌داند. با او چه کار کنم؟ شما می‌خواستید علی(ع) را به این‌ها تحویل بدهید؛ این‌ها قدردان نبودند. با این‌ها چه کار کنند؟ جریان غدیر خم همین طوری آغاز نشد. درخواست از مردم شروع شد. حضرت باز احتیاط می‌کرد. آیه نازل شد که حالا به آنها بگو. عین همین جریان را در جریان طالوت می‌بینید. خود مردم آمدند و به پیامبرشان گفتند که زمامدار و پادشاهی برای ما معین کن تا ما در راه خدا بجنگیم. ایشان هم می‌گوید: خدا طالوت را تعیین کرد. قالوا انّی یکون له الملک علینا و نحن احق بالملک منه. [29]  آیا کسانی که به علی (ع) اعتراض کردند اعتراضشان غیر از این بود؟ و لم یؤت سعة من المال [30]  به فقرش ایراد می‌گرفتند. این‌ها همه‌اش قصه‌های آینده را می‌گوید.
سؤال: با این مقدمه (انسان‌شناسی) ما باید مباحث مهدویت را چگونه تبیین کنیم؟
استاد: انسان موجودی است که یک جا درباره‌اش می‌گوید: انا عرضنا الامانة... و حملها الانسان [31]  سؤال می‌کند چرا انسان این امانت را قبول کرد؟ این آیه را با این آیه مقایسه کنید: انی جاعل فی الارض خلیفة قالوا... نقدس لک [32]  چرا آن‌ها می‌گفتند: یسفک الدماء؟ [33]  چرا می‌گفتند: یفسد فیها؟ [34]  راست می‌گفتند. انسان در زمین فساد می‌کند؛ خون می‌ریزد؛ چرا؟ چون در او جهل است. آن‌ها جهلش را می‌دیدند و لازمة جهل را می‌دانستند. در خودشان جهل نبود که می‌گفتند: نحن نسبح بحمدک و نقدس لک. [35]  خداوند فرمود: انی اعلم ما لاتعلمون [36]  همین جهلش که شما عیبش می‌دانید، حُسن او است. چرا؟ چون عقل را دادم و اگر جهل را ندهم، عقل رشد نمی‌کند. زیرا حریف ندارد. حریف عقل جهل است.
شما در مهدویت باید برگردید به انسان‌شناسی، آن هم انسان‌شناسی امام صادق (ع): «إن الله عزّوجلّ خلق العقل... فقال له: ادبر، فأدبر قال له: اقبل، فأقبل... ثمّ خلق الجهل... فقال له: ادبر، فأدبر ثم قال له: اقبل فلم یقبل...». [37]  بعد می‌گوید: این جهل گفت: خدایا، تو مرا در مقابل عقل قرار دادی و به عقل هفتاد و پنج سرباز دادی، من بدون سپاه با او چه کنم؟ خدا گفت: هفتاد و پنج سرباز هم به تو دادم. این‌ها حساب دارد؛ یعنی بین عقل و جهل، توازن هست؛ اما در دو جهت مختلف. در این وسط، حالت بی‌وزنی قرار دارد. این بی‌وزنی، دورة ارادة انسان و استقلال انسان است در جبهة این کشش‌های متضاد، متضاد و متساوی. دو تا آهن‌ربا، یکی را این طرف و دیگری را آن طرف بگذارید و یک آهن در وسط. آهن معلق می‌ماند. ـ بتی در هندوستان به این صورت در وسط فضایی در هوا معلق بود. یک بت چند تنی به خاطر موازنة آهن‌ربایی اطراف در هوا معلق بود. ـ انسان این است. انسان در این موازنه قرار گرفته است. جهلی دارد معادل عقل خودش. اگر این جهل نبود که انسان با آن مقابله کند عقل رشد نمی‌کرد. رشد عقل در جهادش با جهل است.


icon
برچسب ها:عدالت مهدوی در قرآن، عدالت مهدوی، عدالت قرآن، حجت، ندای مهدی، مقاله امام زمان، امامت حضرت مهدی، حضرت مهدی، امام مهدی، سایت مهدویت، حکومت عدل الهی، مقاله در مورد حضرت مهدی، ذکر نام امام زمان، مطلب ذکر نام امام زمان،
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در جمعه 27 آذر 1388 و ساعت 06:31 ب.ظ مرتبط با امام مهدی عج الله تعالی فرجه 2 | لینک | نظرات ]


iconامار سایت

جهت تبادل لینک اول لینک مارو گذاشته سپس مارا خبر کنید تا لینکتان ثبت شود در غیر این صورت لینک شما ثبت نمی شود ( لطفا کسانی که لینک مارا نگذاشتن تقاضا


iconآمار بازدیدها:
امروز: 1
دیروز: 1
این ماه:
ماه قبل:
مجموع:
آخرین بازدید:

اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی:
کل مطالب :

icon مدیر سایت:

حسین غلامی (مدیر)

iconنظرسنجی







iconلینکستان

سایت موبایل فارسی
دانلود با سرعت بالا
سایت رسمی روضه العباس علیه السلام
مسلمین
مذهبی فرهنگی
منتظران حجت
افتاب پنهان
حضرت مهدی
کربلایی نریمان پناهی
بابی انت و امی یا زهرا
وقایع شگفت
شلمچه
انتظارحجت
پوسترامام حسین
تفریح و دانلود و آموزش
مثل خدا

همه لینکهاا

iconلینکدونی

مطالب در مورد حضرت مهدی (عج )
بیش از هزاران در مورد حضرت مهدی (عج )
متن كامل مصاحبه عبدالرضا هلالی با روزنامه تلاش
سبک های حاج حسین سیب سرخی
دانلود مداحی
دوره امامت، چگونه آغاز شد؟
میزگرد و مصاحبه با حسن صدیقین و محمود مطهری نیا
ویژگیهای حکومت او
قیام حضرت مهدی و حکومت واحد جهانی
پوستر های مذهبی
داستانهایی از جبهه
پوسترامام حسین
سبکهای سینه زنی حاج محمود کریمی
سبکهای سینه زنی حاج سعید حدادیان
سبکهای سینه زنی حمید علیمی
سخنرانی آیت الله مصباح یزدی
سبکهای سینه زنی سلحشور و میرداماد
سبکهای سینه زنی اهنگران
دانلود مداحی
پوسترحرم امام حسین

آرشیو لینکدونیی