تبلیغات

مرکز اطلاع رسانی امام مهدی ارواحنا فداه - روایات پیامبر اکرم در نص بر قائم و این که او دوازدهمین امام است

 

 

 

 

 

iconبخش ها

پیامبر اکرم (ص)
حضرت علی (ع)
حضرت زهر ا (س)
امام حسن مجتبی(ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام محمد باقر (ع)
امام جعفر صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام علی بن موسی الرضا(ع)
امام محمد تقی(ع)
امام علی النقی(ع)
امام حسن عسکری (ع)
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 1
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 2
حضرت ابوالفضل عباس(ع)
حضرت زینب (س)
حضرت علی اکبر (ع)
حضرت رقیه (س)
حضرت معصومه (س)
پوستر های مذهبی
زندگینامه
مقالات
پرسش و پاسخ
شناخت نامه
احادیث
انتظار
معجزات
داستانها وحکایت های اموزنده
مفاتیح الجنان
نهج البلاغه
صحیفه سجادیه
ماه مبارک رمضان ۱۳۸۶
ویژه برنامه های محرم(۸۶)

iconبخشها

iconجستجو

iconآرشیو

مهر 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

همه آرشیوها

iconمطالب اخیر

رجعت در اندیشه شیعی
رسالت انسان منتظر
تساهل و تسامح و حکومت مصلح
روایات در رابطه با روش داوری آن حضرت
ایجاد وحشت در دل دشمنان
فتنه گری سفیانی
عنایت مولا و رسوایی دشمن
حقوق امام زمان(ع)
مبانی فکری و کارنامه ننگین فرقه ضاله وهابیت
بنیانگذاران عقائد وهابیت
فرقه وهابیت چگونه به وجود آمد وعقایدش چیست؟
فتوای مفتی سعودی در تخریب گلدسته‌های عسگریین(ع) نقش داشته است
نقدی بر شبهات وهابیت
چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناک بودن آن
افشای ماهیت وهابیت در گفت و گو با عصام العماد
پشت پرده وهابیت
چرا وهابیت؟
جنایات وهابیت
مداحی حاج محمود کریمی شب چهارم محرم 1389
دانلود مداحی حاج محمود کریمی شب سوم محرم 1389

لیست آخرین پستها

iconصفحات

وظایف كلى شیعیان در دوره غیبت امام معصوم،علیه السلام

iconتصاویر تصادفی

 

 

 

icon روایات پیامبر اکرم در نص بر قائم و این که او دوازدهمین امام است


عبد الرحمن بن سمره گوید رسول خدا (ص) فرمود آنانکه در دین خدا ستیزه و جدال کنند بزبان هفتاد پیغمبر لعن شده اند هر کس در آیات خدا جدال کند کافر است خدای عز و جل (در سوره مومن آیه 4) فرموده در آیات خدا جدال نکنند مگر آنچنان کسانیکه کافرند گردش آنان در شهرها تو را نفریبد، هر کس قرآن را برای تفسیر کند دروغ بر خدا بسته و هر کس ندانسته بمردم فتوی.......


دهد ملائکه آسمان و زمین او را لعن کنند، هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است، عبد الرحمن بن سمره گوید برسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله مرا بنجات رهبری کن، فرمود ای پسر سمره هر گاه هوای مردم مختلف شد و آراء متفرق گردید بر تو باد بملازمت علی بن ابی طالب زیرا او امام امت و خلیفه بعد از من است بر آنها او است فاروقی که میان حق و باطل را جدا میکند هر کس از او پرسد جواب دهد و هر کس از او رهبری خواهد او را رهبری کند و هر کس حق را نزد او جوید یابد و هر کس پیش او هدایت خواهد بدست آرد، هر کس بدو پناه برد او را در امنیت قرار دهد، هر کس باو بچسبد نجاتش دهد و هر کس باو اقتداء کند او را هدایت نماید ای پسر سمره از شما هر کس باو تسلیم شد و او را دوست گرفت سالم شد و هر که بر او برگشت و دشمنی کرد هلاک شد، ای پسر سمره علی از منست روحش از روح من است و خاکش از خاک من است او برادر من است و من برادر او و او شوهر دختر من فاطمه است که سیده زنان عالم است از اولین و آخرین و از او است دو امام من و دو سید جوانان اهل بهشت حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین علیهم السلام نهمین آنان قائم امت من است پر کند زمین را از عدل و داد چنانچه پر شده است از ظلم و جور ابن عباس گوید رسول خدا (ص) فرمود براستی خدای تبارک و تعالی یک نظری بزمین انداخت و مرا انتخاب کرد و پیغمبر نمود سپس نظری دیگر انداخت و علی را انتخاب کرد و امام نمود سپس بمن دستور داد که او را برادر و دوست و وصی و خلیفه و وزیر خود سازم علی از من است و من از علی او شوهر دختر و پدر دو نوه ام حسن و حسین است بدرستیکه خدای تبارک و تعالی مرا با آنها حجت بر

[ صفحه 371]

بندگان خود ساخته و از صلب حسین امامانی نصب کرده که قیام بامر من کنند و وصیت مرا نگهدارند نهمین آنان قائم اهل بیت من است و مهدی امت من بمن از همه مردم در شمائل و گفتار و کردارش شبیه تر است، بعد از غیبتی طولانی و حیرتی گمراه کننده آشکار شود تا امر خدا را اعلان کند و دین خدای جل و عز را ظاهر نماید بیاری خدا تایید شود و بملائکه خدا یاری گردد و زمین را پر از عدل و داد کند. رسول خدا (ص) فرمود جبرئیل از رب العزت جل جلاله برای من حدیث کرد که او فرمود هر کس بداند که معبودی جز من تنها نیست و اینکه محمد بنده و رسول من است و علی بن ابیطالب خلیفه منست و ائمه از فرزندانش حجج منند او را برحمت خود ببهشت میبرم و بعفو خود از دوزخ بر کنار می دارم و جوار خود را برای او مباح میکنم و کرامت خود را برای او واجب مینمایم و نعمت خود را بر او تام میسازم و او را از خاصان و برگزیدگان خود میکنم، اگر مرا بخواند پاسخش میدهم و اگر خواهشی کند اجابت کنم و اگر پرسشی نماید باو عطا کنم و اگر خاموش بماند بدو آغاز کنم و اگر بد کند رحمش کنم و اگر بگریزد او را بخوانم و اگر برگردد او را بپذیرم و اگر در خانه ام را بکوبد برویش باز کنم و هر کس گواهی بدهد که معبودی نیست جز من تنها و گواهی ندهد که محمد بنده و فرستاده من است یا بان شهادت دهد ولی گواهی ندهد که علی بن ابیطالب خلیفه من است یا بدان گواهی دهد ولی گواهی ندهد که امامان بعد از او حجج منند بتحقیق که نعمت مرا انکار کرده و عظمت مرا کوچک شمرده و بایات و کتب من کافر شده اگر قصد من کند او را محجوب سازم و اگر

[ صفحه 372]

خواهش کند محرومش کنم و اگر مرا بخواند آوازش را نشنوم و اگر دعا کند اجابت نکنم و اگر امیدوارم شود نومیدش سازم، این است جزایش از طرف من و من هرگز ستمکار بر بندگانم نیستم. جابر بن عبد الله انصاری از جابر خواست و گفت یا رسول الله کیانند ائمه از اولاد علی بن ابیطالب؟ فرمود حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت سپس سید العابدین زمان خود علی بن الحسین سپس باقر محمد بن علی ای جابر محققا او را درک کنی چون او را درک کردی از قول من باو سلام برسان سپس امام صادق جعفر بن محمد پس کاظم موسی بن جعفر سپس رضا علی بن موسی سپس تقی محمد بن علی سپس نقی علی بن محمد سپس زکی حسن بن علی سپس پسرش قائم بالحق مهدی امت کن آنکه زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ظلم و جور شده است، آنان ای جابر خلیفه های منند و اوصیاء و اولاد و عترت من هر کس آنها را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر کس آنها را معصیت کند مرا معصیتکرده و هر کس منکر آنان یا یکی از ایشان گردد مرا منکر شده، بدانها خدای عز و جل زمین را نگهداشته تا بر زمین نیفتد مگر باذنش و بانها زمین را نگهداشته که اهل خود را نلرزاند رسول خدا فرمود امامان بعد از من دوازده کسند اولشان علی بن ابیطالب است و آخرشان قائم آنان خلفاء و اوصیاء منند و حجج خدا بر امتم بعد از من مقر بانها مومن است و منکر آن ها کافر

[ صفحه 373]

اصبغ بن نباته گوید یک روز امیرالمومنین دست حسن را گرفته بود و ما را بیرون برد و فرمود یک روز رسول خدا (ص) دست مرا در دست گرفت همچنین و فرمود بهترین خلق بعد از من و سد آنان برادرم همین است، او امام هر مسلمان و مولای هر مومن است بعد از وفاتم، هلا من هم میگویم بعد از من بهترین خلق و سید آنها این پسر منست او امام هر مومن و مولای هر مومنست بعد از وفاتم و او بعد از من مظلوم باشد چنانچه بمن بعد از رسول خدا ستم شد و بهترین خلق و سید آنها بعد از حسن پسرم برادر او حسین استکه بعد از برادرش مظلوم است و در زمین کربلا مقتول است آگاه باشید که او و کسانیکه با او شهید شوند روز قیامت سادات شهداء باشند و بعد از حسین نه کس از پشت او خلفای خدایند در زمینش و حجج اویند بر بندگانش و امنای اویند بر وحیش و امامان مسلمانانند و پیشوای مومنان و سادات متقیان و نهمشان همان قائمی استکه خدا زمین را بوسیله او نورانی کند پس از آنکه تاریک بوده و پر از عدل کند پس از آنکه جور کشیده و پر از دانش کند بعد از جهل و نادانی بحق آنکه برادرم محمد را بنبوت فرستاد و مرا مخصوص بامامت ساخت هر آینه بهمین مضمون از آسمان وحی نازل شده بزبان روح الامین جبرئیل بتحقیق سئوال شد از رسول خدا از امامان بعد از او و من هم خدمت او بودم بسئوال کننده فرمود قسم باسمان ذات البروج که عددشان بعدد بروج است سوگند بپروردگار شبها و روزها و ماهها که عددشان عدد ماهها است سائل عرض کرد یا رسول الله کیانند؟ رسول خدا (ص) دستش را بر سر من گذاشت و فرمود اولشان اینست و آخرشان مهدی است هر کس دوستشان دارد مرا دوست داشته و هر کس دشمنشان دارد مرا دشمن داشته، هر کس آنها را بخواهد مرا خواسته و هر کس

[ صفحه 374]

بدانها کینه وزرد با من کینه ورز بده، هر که آنها را منکر شود مرا منکر شده و هر که آنها را بشناسد مرا شناخته خدا دینشرا بانها حفظ کند و بوسیله آنها بلادش را آباد کند و برای آنها ببندگانش روزی دهد و برای آنها باران در آسمان بارد و برای آنها برکات از زمین خارج شود آنان برگزیدگان من و خلفای من و ائمه مسلمانان و مولای مومنانند امام هشتم از پدرانش بازگو کرده که رسول خدا فرمود هر کس دوست دارد که بدین من تمسک جوید و کشتی نجات را بعد از من سوار شود باید بعلی بن ابیطالب اقتداء کند و باید دشمن او را دشمن دارد و دوستشرا دوست دارد زیرا او وصی من و خلیفه بر امت من میباشد در زندگی من و پس از مردن من و او امیر هر مسلمانی و امیر هر مومنی بعد از من گفتارش گفتار من است و دستورش دستور من است نهیش نهی منست و پیروش پیرو منست و ناصرش ناصر منست و واگذارش واگذار منست. سپس فرمود هر کس از علی جدا شود بعد از من روز قیامت مرا نبیند و او را نبینم و هر کس با علی مخالفت کند خدا بهشت را بر او حرام کند و دوزخ را جای او نماید و بد منزلگاهی باشد هر کس علی را واگذارد خدا در روز عرض حساب او را واگذارد، هر کس علی را یاریکند خدا روز قیامت او را یاریکند و صحبت خود را در موقع سئوال و جواب باو تلقین نماید سپس فرمود حسن و حسین دو امام امت باشند بعد از پدر خود و دو سید جوانان اهل بهشتند مادرشان خواتون زنان بهشت است و پدرشان آقای اوصیاء و از فرزندان حسین نه امام باشد که نهمین آنها قائم اولاد منست طاعت آنان طاعت منست و معصیت آنان معصیت من بخدا شکایت میکنم از منکرین فضل آنها و ضایع کنندگان حرمت آنها بعد از من و خدا بس استکه ولی و ناصر عترتم و ائمه امتم باشد و

[ صفحه 375]

از منکرین حق آنها انتقام کشد و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون امام هشتم از پدرانش از قول پیغمبر روایتکرده استکه فرمود من سید هر آنکسم که خدای عز و جل آفریده است و من بهتر از جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حمله عرش و همه ملائکه مقربین و انبیاء مرسلینم، من صاحب شفاعه و حوض شریفم و من و علی دو پدر این امت هستیم، هر کس ما را بشناسد خدای عز و جل را شناخته و هر کس ما را منکر باشد خدای عز و جل را منکر است، از علی علیه السلام است دو سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت حسن و حسین و از اولاد حسین نه کسند که طاعتشان طاعت من است و خلاف با آنها خلاف با منست نهم آنان قائم ایشان است و مهدی ایشان. امام حسن عسکری (ع) فرمود در حدیثی که از پدرانش روایت کرده که رسول خدا (ص) بعلی بن ابیطالب فرمود ای علی تو را دوست ندارد مگر مومنی که حلال زاده باشد و دشمن ندارد مگر ناپاک زاده، ولایت تو را نپذیرد و مگر مومن و با تو دشمنی نکند مگر کافر، عبد الله بن مسعود خدمت حضرت رفت و عرض کرد ما نشانه خبث ولادت و کفر را در زمان حیات تو بغض علی شناختیم و با عداوت او بفرمائید نشانه ناپاک زاده و کافری که بعد از شما بزبان اظهار سلام میکند و باطن خود را پنهان میدارد چیست؟ فرمود ای ابن مسعود علی بن ابیطالب بعد از من امام شما است و خلیفه من است بر شما و چون بگذرد فرزندم حسن بعد از او امام شما است و خلیفه من است بر

[ صفحه 376]

شما و چون بگذرد پسرم حسین بعد از او امام شما است و خلیفه منست بر شما سپس نه تن از اولاد حسین یکی پس از دیگری امام شمایند و خلیفه های منند بر شما نهمی آنها قائم آنها است و قائم من است زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از جور و ستم شده است دوست ندارد آنها را مگر حلال زاده و دشمن ندارد آنها را مگر ناپاک زاده بولایت آنها نباشد مگر مومن و با آنها خصومت نکند مگر کافر هر کس یکی از آنها را انکار کند بتحقیق مرا انکار کرده و هر که مرا انکار کند خدای عز و جل را انکار کرده هر کس یکی از آنها را رد کند مرا رد کرده و هر کس مرا رد کند خدا را رد کرده زیرا طاعت آنها طاعت منست و طاعت من طاعت خداست و معصیت آنها معصیت منست و معصیت من معصیت خدای عز و جل است ای پسر مسعود بپرهیز از اینکه در دل خود حرجی یابی از آنچه من حکم کنم که بعزت پروردگارم کافر شوی، من نه بخود بسته ام و نه بهوای نفس سخن گفته ام درباره علی و امامان از فرزندان سپس در حالیکه دست باسمان بالا داشت فرمود خدایا دوست دار هر کس خلفای مرا و ائمه امت مرا دوست دارد که بعد از منند و دشمن دار دشمنشان را یاریکن یاریکننده آنها را واگذارد کسیکه آنها را واگذارد و زمین را خالی از حجت قائمی از آنها بفرما که ظاهر باشد یا پنهان و مستور باشد تا دین تو و حجت تو و برهان تو و بینات تو باطل نگردد سپس فرمود ای بن مسعود بتحقیق من در این مقام خود جمع کردم آنچه را که اگر از آن مفارقت کنید هلاک شوید و اگر بان تمسک جوئید نجات یابید و السلام علی من اتبع الهدی سلمان فارسی گوید حضور پیغمبر شرفیاب شدم بناگاه حسین بن علی در دامنش بود و دو

[ صفحه 377]

چشمش را میبوسید و دهانش را میمکید و میفرمود تو سیدی و امام پسر امامی و برادر امامی و پدر نه حجت که از پشت تو باشند و نهمی آنها قائم آنها باشد سلمان فارس گوید من در هنگام مرض موت رسول خدا (ص) که در آن وفات کرد خدمت آن حضرت نشسته بودم که فاطمه زهرا (ع) وارد شد، چون ضعف او را دید گریست تا اشکش بر گونه اش روان شد، رسول خدا باو فرمود فاطمه برای چه گریه میکنی؟ عرض کرد یا رسول الله بر خود و فرزندانم بعد از شما نگرانم دو چشم رسول خدا غرق اشک شد و فرمود ای فاطمه مگر نمیدانیکه ما اهل بیتی هستیم که خدا برای ما آخرت را بر دنیا برگزیده است و دنیا بر همه کس بطور حتم فانی میشود و براستی خدای تبارک و تعالی نظری بزمین انداخت و از همه خلقش مرا انتخاب کرد، دوباره نظری انداخت شوهر تو را انتخاب کرد بمن وحی کرد که تو را باو تزویج کنم و او را ولی و وزیر خود سازم و در امتم خلیفه گردانم، پدرت بهترین پیغمبران و رسولان او است و شوهرت بهترین اوصیاء است و تو در امتم خلیفه گردانم، پدرت بهترین پیغمبران و رسولان او است و شوهرت بهترین اوصیاء است و تو اول کسی باشیکه از خاندانم بمن ملحق شوی، سپس بار سوم نظری بزمین انداخت و تو را و فرزندانت را انتخاب کرد، تو سیده زنان بهشتی و دو پسرت حسن و حسین دو سید جوانان بهشتند و من و شوهرت و اوصیاء من تا روز قیامت همه رهبر و رهیاب هستیم اول اوصیاء پس از من برادرم علی است سپس حسن و سپس حسین سپس نه تن از اولاد حسین هم درجه من در بهشت درجه ای نزدیکتر بخدا از درجه برادرم

[ صفحه 378]

نیست، دختر جانم نمیدانیکه کرامت خدا برای تو آنستکه تو را ببهترین امتم ببهترین خاندانم بقدیمترین مسلمان و حلیمترین و دانشمندترین آنان بشوهر داده فاطمه (ع) شاد شد و بدانچه رسول خدا (ص) باو فرمود خرسند گردید سپس فرمود دختر جانم شوهر منقبتها دارد
1 - ایمانش بخدا و رسولش پیش از هر کس است احدی از امتم در این باره بر او پیشی نگرفته است
2 - علم او بکتاب خدای و عز و جل و سنت من کسی در امتم نیستکه همه دانش مرا بداند جز علی علیه السلام و خدای عز و جل باو دانش آموخته که جز من نداند و بملائکه و سولانش علمی آموخته که من آنرا میدانم هر چه را بملائکه و رسولانش آموخته من آنرا میدانم و بمن دستور داده باو بیاموزم و عملکردم، در امت کسی نیستکه همه علم و فهم و حکمت مرا بداند جز او و تو ای دختر جان زن اوئی و مادر دو سبطم حسن و حسین و آنان دو سبط امتم باشند
3 - او امر بمعروف و نهر از منکر کند زیرا خدای جل و عز باو حکمت داده و فصل خطاب داده، دختر جانم ما خاندانی هستیم که خدای عز و جل بما شش خصلت عطا کرده که بکسی از آنانکه پیش از شما بود نداده بایندگان هم ندهد جز بما پیغمبر ما سید انبیاء و مرسلین است و او پدر تو است وصی ما سید اوصیاء است و آن شوهر تو است، شهید ما سید شهداء است و آن حمزه بن عبد المطلب عم پدر تو است، عرض کرد یا رسول الله او سید شهدائی استکه با او کشته شدند؟ فرمود نه سید الشهداء اولین و آخرین است جز انبیاء و اوصیا و جعفر بن ابیطالب ذو الجناحین طیار در بهشت با ملائکه و دو فرزندت حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت از ماست بحق آنکه جانم بدست او است مهدی این امت آنکه زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از جور و ظلم شده است عرض کرد کدامیک آنها

[ صفحه 379]

که نام بردی افضلند؟ فرمود علی بعد از من افضل امت است و حمزه و جعفر افضل اهل بیت منند بعد از علی و بعد از دو پسرم دو سبطم حسن و حسین و بعد از اوصیاء از فرزندان این پسرم و بحسین اشاره کرد که مهدی از آنها است، ما خانواده ای هستیم که خدا آخرت را برای ما بر دنیا اختیار کرده است سپس رسول خدا نظری باو و شوهرش و دو پسرش کرد و فرمود ای سلمان خدا گواهستکه من سازگارم با هر کس سازگارشان باشد و در جنگم با هر که در جنگ آنها باشد اما آنها در بهشت با منند سپس رو بعلی (ع) کرد و فرمود برادر تو بعد از من میمانی و از قریش سختی میبینی بر علیه تو بهم دست دهند و بر تو ستم کنند، اگر یارانی یافتی با آنها جهاد کن و با کمک موافقین خود با مخالفین بجنگ و اگر یاور نداشتی صبر کن و دست نگهدار و خود را در هلاکت مینداز چون تو نسبت بمن چون هرونی نسبت بموسی و تو بنیکی از هرون پیروی کنی که قومش او را ضعیف شمردند و میخواستند او را بکشند برای ستم قریش و همدستی آنها بر علیه تو صبر کن تو بمنزله هرونی و کسانیکه او را پیروی کردند و آنها بمنزله گوساله اند و تا بعینش، ایعلی خدای تبارک و تعالی بر این امت بتفرقه و اختلاف قضاوت کرده و اگر میخواست آنها را بر هدایت متحد میکرد تا دو تن از این امت اختلاف نداشته باشند و در کار او نزاع نکنند و مفضول منکر فضل فاضل نشود و اگر خدا میخواست زود عذاب میفرستاد و وضع را تغییر میداد تا ستمکار تکذیب شود و حق در مصیر خود افتد ولی دنیا را دار الاعمال ساخته و آخرت را دار القرار تا آنانکه بد کردند کیفر کار خود بینند و آنانکه نیکی کردند پاداش خوب یابند علی علیه السلام فرمود شکرا علی نعمائه و صبرا علی بلائه.

[ صفحه 380]

حسین بن علیه السلام گوید خدمت رسول خدا (ص) رسیدم و ابی ابن کعب شرفیاب حضورش بود، رسول خدا (ص) بمن فرمود مرحبا بک ای ابو عبد الله ای زین السموات و الارض، ابی عرض کرد چگونه یا رسول الله جز تو دیگری زین السموات و الارض است، فرمود ای ابی سوگند بانکه مرا بنبوت بعث کرده براستی حسین بن علی در آسمان بزرگتر است از او در زمین، زیرا در یمین عرش نوشته شده است چراغ هدایت و کشتی نجات امام بی شکست و سستی، عزت و فخر و بحر علم چرا چنین نباشد و براستی خدای عز و جل در پشت او یک نطفه پاکیزه مبارکه زکیه گذاشته استکه پیش از آنکه خلقی در ارحام یا نطفه ای در اصلاب باشد یا شب و روزی پدید گردد آن را آفریده است و باو دعائی تلقین شده است که هیچ مخلوقی بدان دعا نکند مگر آنکه خدای عز و جل او را با وی محشور کند و شفیع آخرت او باشد و گرفتاری او را برطرف سازد و قرضش را بدان ادا کند و کارش را آسان کند و راهشرا روشن نماید و او را بر دشمنش نیرومند کند و آبرویشرا نبرد، ابی گفت یا رسول الله این دعا کدامست؟ فرمود در تعقیب نمازها میخوانی: اللهم انی اسالک بملکک و معاقد عرشک و سکان سموات و انببائک و رسلک ان تستجیب لی فقد رهقنی من امری عسرا فاسالک ان تصلی علی محمد و آل محمد ان تجعل لی من امری یسرا براستیکه خدای عز و جل کارت را آسان کند و سینه ات را بگشاید و شهادت ان لا اله الا الله را در هنگام جان دادن بتو تلقین کند، ابی بانحضرت عرض کرد یا رسول الله این نطفه که در صلب حبیبم حسین

[ صفحه 381]

است چیست؟ فرمود مثل آن نطفه مثل ما هست و آن برای بیان احکام است، هر کس او را پیروی کند هدایت یافته و هر که از او گمراه باشد سقوط کرده، عرض کرد نامش چیست و دعائش کدامست؟ فرمود نامش علی است و دعایش اینست: یا دائم یا دیموم یا حی و یا قیوم و یا کاشف الغم و یا فارج الهم و یا باعث الرسل یا صادق الوعد هر کس این دعا را بخواند خدای عز و جل بهمراهی علی بن الحسین (ع) او را بهشت رهبری کند، ابی عرض کرد او هم جانشین و وصی دارد؟ فرمود آری جانشینش مواریث آسمان و زمین را دارد، عرض کرد یا رسول الله مواریث آسمانها و زمین چیست؟ فرمود قضاوت بحق و حکم بدیانت و تاویل احکام و بیان آنچه میباشد. فرمود نامش چیست؟ فرمود نامش محمد استکه ملائکه آسمان بدان الفت دارند و در دعایش میگوید اللهم ان کان لی عندک رضوان و ود فاغفر لی و لمن تبعنی من اخوانی و شیعتی و طیب ما فی صلبی یا ارحم الراحمین، خدا در صلبش بک نطفه مبارک زکی ترکیب نماید، جبرئیل بمن خبر داده که خدای عز و جل این نطفه را پاک کرده و او را جعفر نامیده و او را هادی و مهدی و راضی و مرضی قرار داده پروردگارش را میخواند و در دعایش میگوید یا دیان غیر متوان یا ارحم الراحمین را جعل لشیعتی من النار و قاء و لهم عندک رضاء فاغفر ذنوبهم و یسر امورهم و اقض دیونهم و استر عوراتهم و اغفر لهم الکبائر التی بینک و بینهم یا من لا یخاف الضیم و لا تاخذه سنه و لا نوم اجعل لی من کل هم و غم فرجا هر کس این دعا را بخواند خدا او را با حضرت جعفر بن محمد رو سفید وارد بهشت گرداند ای ابی و براستی خدا با این نطفه نطفه مبارکه زکیه طیبه دیگر ترکیب کرده رحمت بر او فرستاده و نامشرا

[ صفحه 382]

موسی نهاده و او را امام نموده، ابی عرض کرد یا رسول الله همه آنان هم وصف باشند و هم نسل و بهم ارث دهند و یکدیگر را معرفی کنند؟ فرمود جبرئیل علیه السلام آنها را برای من توصیف کرده از طرف پروردگار جهانیان جل جلاله، گفت آیا موسی هم دعائی دارد جز دعای پدرانش؟ فرمود آری در دعایش میگوید: یا خالق الخلق و یا باسط الرزق و یا فالق الحب و النوی و یا باری‏ء التسم و محیی الموتی و ممیت الاحیاء یا دائم الثبات و یخرج النبات افعل بی ما انت اهله هر کس این دعا را بخواند خدای عز و جل حوائج او را برآورد و روز قیامت او را با موسی بن جعفر محشور سازد و خدا در صلب او نطفه طیبه زکیه مرضیه ای ترکیب کرده و نزد خود او را علی نامیده و برای خدا پسندیده است در خلق و در علم و حکمت و او را حجت شیعیان ساخته که روز قیامت باو احتجاج کنند و دعائی دارد که بان دعا کند اللهم اعطنی الهدی و ثبتنی علیه و احشرنی علیه آمنا امن من لا خوف علیه و لا حزن لا جزع انک اهل التقوی و اهل المغفره. خدا در صلبش نطفه مبارک و طیبی ترکیب کرده که زکی است و مرضی و نامشرا محمد بن علی گذاشته او شفیع شیعه خود و وارث علم جد خود است یک نشانه پدیدار و حجت آشکار دارد چون زائیده شود گوید لا اله الا الله محمد رسول الله (ص) و در دعای خود گوید یا من لا شبیه له و لا مثال انت الله لا اله الا انت و لا خالق الا انت تفنی المخلوقین و تبقی انت حلمت عمن عصاک و فی المغفره رضاک هر کس این دعا را بخواند براستی روز قیامت محمد بن علی شفیع او باشد و براستی خدای

[ صفحه 383]

تبارک و تعالی در صلب او نطفه زکیه باهره مبارکه طیبه طاهره ای ترکیب کرده و او را علی بن محمد نامیده او را بسکینه و وقار ملبس کرده و علوم و هر چیز مکتومی را باو سپرده هر کس او را ملاقات کند و در دلش چیزی باشد او را آگاه کند و از دشمنش در حذر باشد و در عایش گوید یا نور النور یا برهان یا منیر یا مبین یا رب اکفنی شر الشرور و آفات الذهور و اسالک النجات یوم ینفخ فی الصور هر کس این دعا را بخواند علی بن محمد شفیع و قائد او ببهشت گردد و خدای تعالی در صلبش نطفه ای ترکیب کرد و نامشرا حسن بن علی نهاد و او را نور بلاد و خلیفه زمین خود و عزت امت و هادی شیعه و شفیع آنها در قیامت نزد پروردگارشان و نقمت بر مخالفان و حجت دوستان و برهان کسانی که او را بامامت شناسند ساخت در دعایش میگوید یا عزیز العز فر عز یا عزیز اعزنی بعزتک و ایدنی بنصرک و ابعد عنی همزات الشیاطین و ادفع عنی بدفعک و امنع عنی بمنعک و اجعلنی من خیار خلقک یا واحد یا احد یا فرد و یا صمد هر کس این دعا را بخواند خدای عز و جلش با او محشور سازد و آن وسیله نجات او از آتش باشد و اگرچه مستحق آن باشد و براستی خداوند عز و جل در صلب حسن نطفه ای ترکیب کرده است مبارک زکی طیبه طاهره و مطهره و هر مومنی که خدا پیمان ولایت از او گرفته او را پسندد و هر منکری باو کافر باشد امامی است تقی و نقی خرم و مرضی و هادی و مهدی اول و آخر عدالت او خدای عز و جل را تصدیق دارد و خدا هم گفته او را تصدیق دارد، از تهامه ظهور کند تا دلائل و علامات خود را عیان کند و برای او در طالقان گنجهائی ذخیره استکه نه طلا است و نه نقره بلکه اسبانی تنومند و مردانی داغدار خدا از شهرهای دور دست بشماره اصحاب بدر سیصد و سیزده تن بدور او جمع کند

[ صفحه 384]

با وی نامه ای مهر زده باشد که در آن شماره اصحابش بنام و نسب و محل سکونت و شغل و زبان و کنیه ثبت است، پیشروان در جنگ و مجد در اطاعت باشند، ابی عرض کرد دلائل و علامتش چیست یا رسول الله؟ فرمود علمی دارد که چون وقت ظهورش شود خودش باز گردد و خدای تبارک و تعالی او را بزبان آرد باو عرض کند یا ولی الله بیرون شو و دشمنان خدا را بکش و او دو پرچم دارد و دو نشان و شمشیری در غلاف دارد که در موقع ظهورش از جلد بیرون آید و خدای عز و جل او را گویا کند و باو ندا کند ای ولی خدا بیرون آی دیگر روا نیست از دشمنان خدا دست بداری خروج کند و دشمنان خدا را بکشد هر جا بیابد و حدود خدا را برپا سازد و بحکم خدا حکم کند جبرئیل از طرف راستش خروج کند و میکائیل از سمت چپش و شعیب و صالح جلودار او باشند و زود باشد که آنچه گویم بیاد آرید و افوض امری الی الله عز و جل و لو بعد حین ای ابی خوشا بر کسیکه او را ملاقات کند و خوشا بر کسیکه دوستش دارد و خوشا بر کسیکه باو عقیده دارد خدا از هلاکت نجاتش دهد، اقرار باو و به رسول خدا و بجمیع ائمه بهشت را بر آنان بگشاید مثل آنها در زمین مثل مشک استکه بویش پراکنده شود و هرگز تغییر نیابد و مثل آنان در آسمان مثل ماه منیر است که هرگز خاموش و تیره نگردد. ابی گفت یا رسول الله (ص) خدای عز و جل چگونه حال این ائمه را بیان کرده؟ فرمود براستی خدای تبارک و تعالی بر من دوازده مهر و دوازده صحیفه نازل کرده و نام هر امامی بر مهر و بر صحیفه اش میباشد صلی الله علیه و آله امام سوم گوید من و برادرم خدمت جدم رسول خدا (ص) رفتیم مرا بر یک زانو نشانید و

[ صفحه 385]

برادرم را بر زانوی دیگر و ما را بوسید و فرمود پدرم قربان شما دو امام شایسته و دو سبط خدا شما را از من انتخاب کرده و از پدر و مادرتان، ای حسین از پشت تو نه امام انتخابکرده که نهمی آنان قائم آنها است و همه شما در فضیلت نزد خدا برابرید جابر بن عبد الله انصاری گوید خدمت فاطمه زهرا (ع) رسیدم در پیش او لوحی بود که نام امامان از فرزندانش بر آن نقش بود من تا دوازده شمردم که آخری آنها قائم بود سه محمد نام داشتند و چهار علی علیهما السلام سرسول خدا سه بار فرمود مژده گیرید همانا امت من چون بارانند ندانند که آغازشان بهتر است یا انجامشان، همانا امتم چون باغی باشند که فوجی امسال از آن اطعام شوند و فوجی سال دیگر شاید فوج دومی عریض تر و عمیقتر و پربار و برتر و پر محبت تر باشند و چگونه هلاک شوند امتی که من اولشان باشم و دوازده امام بعد از من از سعداء و اوالالباب با عیسی بن مریم آخرشان باشد، در این میانه فتنه ای سخت باشد و ترشحی مفسده خیز آنها از من نیستند و من از آنها نباشم عبد الله بن جعفر طیار گوید من بهمراه حسن و حسین و عبد الله بن عباس و عمر بن ابی سلمه و اسامه بن زید نزد معاویه بودیم و گفتگوئی میان خودش و معاویه ذکر کرده استکه او بمعاویه بن ابی سفیان

[ صفحه 386]

گفته است من از رسول خدا (ص) شنیدم که میفرمود من از مومنان بر خودشان اولی هستم سپس برادرم علی اولی است بمومنان از خودشان و چون شهید شود پسرش حسن اولی است بمومنان از خودشان سپس پسرم حسین اولی است بمومنان از خودشان و چون شهید شود پسرش علی اولی است بمومنان از خودشان و ای علی تو محققا او را درک خواهی کرد سپس پسرش محمد بن علی اولی است بمومنان از خودشان و ای حسین تو او را محققا درک میکنی سپس دوازده امام کامل شود که نه تن آنها از نژاد حسین باشند: عبد الله گوید سپس از حسن و حسین (ع) و عبد الله بن عباس و عمر بن ابی سلمه و اسامه بن زید گواهی خواستم و نزد معاویه برای من گواهی دادند، سلیمان بن قیس راوی اینحدیث گوید من این حدیث را از سلمان و ابوذر و مقداد و اسامه بن زید شنیدم و حدیث کردند که آنرا از رسول خدا (ص) شنیده اند مسروق گوید در این میانکه ما نزد عبد الله بن مسعود بودیم و قرآنهای خود را با او مقابله میکردیم بناگاه یک جوانی باو گفت آیا پیغمبر شما بشما سپرده استکه بعد از او چند خلیفه خواهد بود؟ گفت تو جوان نورسی هستی و این چیزیستکه تاکنون کسی از من نپرسیده آری پیغمبر ما بما سپرده استکه بعد از او دوازده خلیفه خواهد بود بشماره نقیبان بنی اسرائیل قیس بن عبید گوید ما در یک حلقه ای نشسته بودیم که عبد الله بن مسعود در آن بود یک اعرابی آمد و گفت کدام شما عبد الله هستید، عبد الله بن مسعود گفت منم عبد الله گفت آیا پیغمبر شما بشما حدیث کرده استکه بعد از او چند خلیفه باشد؟ گفت آری دوازده تا بشماره نقباء بنی اسرائیل.

[ صفحه 387]

در حدیث مطرف از قیس بن عبید روایت شده که گوید ما در مسجد نشسته بودیم و عبد الله بن مسعود میان ما بود یک اعرابی آمد و گفت عبد الله بن مسعود میان شما است؟ گفت آری من عبد الله هستم چه حاجتی داری؟ گفت ای عبد الله پیغمبر شما بشما خبر داده استکه در شما چند خلیفه میباشد، گفت چیزی از من پرسیدی که از آنگاه که بعراق آمدم تاکنون کسی از من نپرسیده است آری دوازده خلیفه بشماره نقباء بنی اسرائیل، در حدیث ابو عروبه گفته است آری بشما نقباء بنی اسرائیل اشعث از ابن مسعود روایت کرده که گفت پیغمبر فرمود خلفاء بعد از من دوازده باشند نقباء بنی اسرائیل جابر بن سمره گوید من با پدرم خدمت پیغمبر بودیم شنیدم میفرمود بعد از من دوازده امیر است سپس آوازش پنهان شد من بپدرم گفتم چه بود که پنهان پیغمبر فرمود گفت فرمود همه از قریشند

[ صفحه 388]

جابر بن سمره گوید با پدرم بسمجد آمدم پیغمبر خطبه میخواند شنیدم فرمود بعد از من دوازده میباشند یعنی امیر سپس آوازش را کوتاه کرد و من نفهمیدم چه فرمود بپدرم گفتم چه فرمود؟ گفت فرمود همه از قریشند جابر بن سمره گوید ما خدمت پیغمبر بودیم فرمود والی این امر شوند دوازده در اینجا مردم فریاد کشیدند و نشنیدم چه فرمود از پدرم که برسول خدا (ص) نزدیکتر بود پرسیدم رسول خدا (ص) چه گفت، گفت همه از قریشند و همه بی مانند کسی چون آنها ندیده من اینحدیث را از طریق عبد الله بن مسعود و از طریق جابر بن سمره در باب نص بر ائمه اثنی عشر نقل کردم از مکحول نقل شده که از او سئوال شد براستی پیغمبر (ص) فرموده استکه بعد از من دوازده خلیفه خواهد بود مکحول گفت آری و لفظ دیگری هم فرمود شمال گوید از جابر بن سمره شنیدم که میگفت از پیغمبر شنیدم میفرمود بعد از من دوازده

[ صفحه 389]

امیر قیام میکنند، سپس کلمه ای گفت که نفهمیدم و از مردم پرسیدم گفتند فرمود همه آن ها از قریشند عامر گوید رسول خدا (ص) فرمود همیشه کار امتم روشن و پیش است تا دوازده خلیفه بگذرند که همه از قریش باشند سلیم بن قیس هلالی گوید، در زمان خلافت عثمان دیدم علی علیه السلام با جمعی در مسجد رسول خدا نشسته اند حدیث میگویند و مذاکره علم و فقه مینمایند ما قریش را یادآور شدیم از نظر شرافت و فضیلت و سابقه و هجرت و آنچه رسول خدا درباره قریش فضیلت بیان کرده بود مانند: ائمه از قریشند
2 - مردم تابع قریشند
3 - قریش ائمه عربند.
4 - بقریش دشنام ندهید
5 - یک قرشی توان دو مرد از دیگران را دارد
6 - هر کس قریشرا دشمن دارد خدا او را دشمن دارد
7 - هر کس خواری قریش را خواهد خدا او را خوار کند و ذکر انصار را بمیان کشیدند، فضل آنها سوابق آنها، نصرت آنها و آنچه را خدای تبارک و تعالی در قرآن بر آنها ستایش کرده است و آنچه فضیلت رسول خدا درباره آنها بیان کرده و ذکر کرده اند آنچه را درباره سعد بن عباده فرموده که او عین الملاء میباشد و چیزی از فضائل که هر طائفه ای داشتند وانگذاشتند تا کار بمفاخره بمردان کشید گفتند فلان از ما است و فلان از ما است قریش گفتند از ما است رسول خدا (ص) از ما است جعفر، از ما است حمزه، از ما است عبیده بن

[ صفحه 390]

حرث و زید بن حارثه و ابوبکر و عمر و عثمان و سعید و ابوعبیده و سالم بن عوف، هیچکس از رجال سابقه دار را از ذکر نینداختند در حلقه این مذاکره بیش از دویست تن رجال اسلامی نشسته بودند که در میان آنها: علی بن ابیطالب (ع) و سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و طلحه و زبیر و عمار و مقداد و ابوذر و هاشم بن عتبه و ابن عمر و حسن و حسین و ابن عباس و محمد بن ابی بکر و عبد الله بن جعفر وجود داشتند و از انصار هم: ابی بن کعب و زید بن عبد الله الثابت و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و محمد بن مسلمه و قیس بن سعد بن عباده و جابر بن عبد الله انصاری و انس بن مالک و زید بن ارقم و عبد الله بن ابی اوفی و ابو لیلی بودند و با ابولیلی پسرش عبدالرحمن همراه بود، عبد الرحمن پسر بچه ای امرد و زیبا بود که پهلوی پدرش نشسته بود، ابوالحسن بصری هم آمد و پسرش حسن را هم همراه آورد حسن هم بچه پسر امرد زیبا رو و خوش قامت بود، راوی گوید گاهی باو نگاه میکردم گاهی بعبد الرحمن بن ابی لیلی نتوانستم بفهمم کدام یک زیباترند ولی حسن تنومندتر و بلند بالاتر بود مردم از صبح تا زوال ظهر در این مذاکرات بودند و عثمان هم در خانه خود نشسته بود اطلاعی از این جریان نداشت، علی بن ابیطالب هم در میان این جمع ساکت بود و نه او و نه احدی از خانه اش سخنی نمیگفتند، مردم باو رو کردند و گفتند ای ابوالحسن چه مانعی دارید که سخن نمیگوئید، فرمود هر دو طائفه فضل خود را اظهار کردند و حق خود را ثابت نمودند، ایگروه قریش و انصار اکنون من از شما میپرسم بوسیله کی خداوند این فضیلت را بشماها داده آیا بخاطر خودتان یا عشیره تان یا اهالی خاندانتان یا دیگران؟

[ صفحه 391]

عرض کردند خدا بوسیله محمد و خاندانش این فضیلت را بما داده است نه بخاطر خودمان و عشایر و اهل بیوتات ماها فرمود ایگروه قریش و انصار راست گفتید آیا ندانستید که هر خیری در دنیا و آخرت درک کردید بوسیله اهل بیت خاص پیغمبر بوده نه دیگران و براستی پسر عم پیغمبر (ص) فرمود براستی من و اهل بیتم پیش از چهار هزار سال از آنکه خدای عز و جل آدم را بیافزیند نوری بودیم که در پیشگاه خدای تبارک و تعالی میکوشید، چون آدم را آفرید آن نور را در صلب وی نهاد و او را بزمین فرود آورد سپس در صلب نوح بر کشتی حمل شد و در پشت ابراهیم باتش پرتاب شد سپس همیشه خدای عز و جل ما را در اصلاب کریمه و ارحام طاهره و از ارحام در اصلاب کریمه پدران و مادران جابجا کرد هیچکدام از ما بر زنا بر نخورده است هرگز، اهل سابقه و پیشینان اهل بدر و اهل احد گفتند آری، این را از رسول خدا (ص) شنیدیم سپس فرمود شما را بخدا میدانید که خدا در کتاب خود سابق را بر مسبوق تفضیل داده در چند آیه و کسی در این امت بخدا و رسولش (ص) از من سبقت نجسته گفتند آری بخدا، فرمود شما را بخدا میدانید آیه 100 سوره توبه پیشینان نخست از مهاجر و انصار و آیه 11 -10 سوره واقعه السابقون السابقون اولئک المقربون در کجا نازل شده اند، فرمود پیغمبر درباره آنها پرسش شد فرمود خدای تعالی آنها را درباره پیغمبران و اوصیاء نازل کرده من افضل انبیاء و رسلم و علی بن ابیطالب وصی من افضل اوصیاء است گفتند بار خدایا آری، فرمود شما را بخدای عز و جل میدانید در کجا نازل شده است آیه یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولوا الامر منکم و کجا نازل شده است آیه 55 سوره مائده همانا ولی شما خدا است و رسولش و آنکسانیکه نماز را بر پا دارند و زکوه را بدهند و آنها رکوع کنندگانند و در کجا نازل شده است آیه 16 سوره توبه و نگرفتند


icon
برچسب ها:ندای مهدی، مقاله در مورد حضرت مهدی، مقاله امام زمان، روایات پیامبر اکرم در نص بر قائم و این که او دوازدهمین امام است، روایات پیامبر اکرم در نص بر قائم، روایات پیامبر اکرم این که او دوازدهمین امام است، امامت حضرت مهدی، حضرت مهدی، امام مهدی، سایت مهدویت،
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در یکشنبه 15 آذر 1388 و ساعت 01:46 ق.ظ مرتبط با | لینک | نظرات ]


iconامار سایت

جهت تبادل لینک اول لینک مارو گذاشته سپس مارا خبر کنید تا لینکتان ثبت شود در غیر این صورت لینک شما ثبت نمی شود ( لطفا کسانی که لینک مارا نگذاشتن تقاضا


iconآمار بازدیدها:
امروز: 1
دیروز: 1
این ماه:
ماه قبل:
مجموع:
آخرین بازدید:

اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی:
کل مطالب :

icon مدیر سایت:

حسین غلامی (مدیر)

iconنظرسنجی







iconلینکستان

سایت موبایل فارسی
دانلود با سرعت بالا
سایت رسمی روضه العباس علیه السلام
مسلمین
مذهبی فرهنگی
منتظران حجت
افتاب پنهان
حضرت مهدی
کربلایی نریمان پناهی
بابی انت و امی یا زهرا
وقایع شگفت
شلمچه
انتظارحجت
پوسترامام حسین
تفریح و دانلود و آموزش
مثل خدا

همه لینکهاا

iconلینکدونی

مطالب در مورد حضرت مهدی (عج )
بیش از هزاران در مورد حضرت مهدی (عج )
متن كامل مصاحبه عبدالرضا هلالی با روزنامه تلاش
سبک های حاج حسین سیب سرخی
دانلود مداحی
دوره امامت، چگونه آغاز شد؟
میزگرد و مصاحبه با حسن صدیقین و محمود مطهری نیا
ویژگیهای حکومت او
قیام حضرت مهدی و حکومت واحد جهانی
پوستر های مذهبی
داستانهایی از جبهه
پوسترامام حسین
سبکهای سینه زنی حاج محمود کریمی
سبکهای سینه زنی حاج سعید حدادیان
سبکهای سینه زنی حمید علیمی
سخنرانی آیت الله مصباح یزدی
سبکهای سینه زنی سلحشور و میرداماد
سبکهای سینه زنی اهنگران
دانلود مداحی
پوسترحرم امام حسین

آرشیو لینکدونیی