تبلیغات

مرکز اطلاع رسانی امام مهدی ارواحنا فداه - ذکر نام امام زمان

 

 

 

 

 

iconبخش ها

پیامبر اکرم (ص)
حضرت علی (ع)
حضرت زهر ا (س)
امام حسن مجتبی(ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام محمد باقر (ع)
امام جعفر صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
امام علی بن موسی الرضا(ع)
امام محمد تقی(ع)
امام علی النقی(ع)
امام حسن عسکری (ع)
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 1
امام مهدی عج الله تعالی فرجه 2
حضرت ابوالفضل عباس(ع)
حضرت زینب (س)
حضرت علی اکبر (ع)
حضرت رقیه (س)
حضرت معصومه (س)
پوستر های مذهبی
زندگینامه
مقالات
پرسش و پاسخ
شناخت نامه
احادیث
انتظار
معجزات
داستانها وحکایت های اموزنده
مفاتیح الجنان
نهج البلاغه
صحیفه سجادیه
ماه مبارک رمضان ۱۳۸۶
ویژه برنامه های محرم(۸۶)

iconبخشها

iconجستجو

iconآرشیو

مهر 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
فروردین 1389
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

همه آرشیوها

iconمطالب اخیر

رجعت در اندیشه شیعی
رسالت انسان منتظر
تساهل و تسامح و حکومت مصلح
روایات در رابطه با روش داوری آن حضرت
ایجاد وحشت در دل دشمنان
فتنه گری سفیانی
عنایت مولا و رسوایی دشمن
حقوق امام زمان(ع)
مبانی فکری و کارنامه ننگین فرقه ضاله وهابیت
بنیانگذاران عقائد وهابیت
فرقه وهابیت چگونه به وجود آمد وعقایدش چیست؟
فتوای مفتی سعودی در تخریب گلدسته‌های عسگریین(ع) نقش داشته است
نقدی بر شبهات وهابیت
چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناک بودن آن
افشای ماهیت وهابیت در گفت و گو با عصام العماد
پشت پرده وهابیت
چرا وهابیت؟
جنایات وهابیت
مداحی حاج محمود کریمی شب چهارم محرم 1389
دانلود مداحی حاج محمود کریمی شب سوم محرم 1389

لیست آخرین پستها

iconصفحات

وظایف كلى شیعیان در دوره غیبت امام معصوم،علیه السلام

iconتصاویر تصادفی

 

 

 

icon ذکر نام امام زمان


ملا احمد نراقی و پدرش ملا مهدی نراقی را از متفکران بزرگ شیعه در سده دوازدهم و سیزدهم هجری می‏شمارند.
برای پاسداشت خدمات علمی این دو
دانشمند فرزانه، کنگره‏ای در اوایل خرداد ماه 1381ش. در شهرهای قم، کاشان و نراق برگزار گردید. از آثار پر برکت این کنگره انتشار تعدادی از آثار علمی این بزرگان بود که از جمله آنها کتاب ارزشمند مسایل و رسایل ملا احمد نراقی است.
در این کتاب سؤالهایی که از محضر نراقی، پرسیده شده و او به آنها پاسخ داده، توسط شاگرد نراقی جمع‏آوری شده است.
این کتاب در سه جلد منتشر شده، که دو جلد اول مشتمل بر سؤال و جوابهای فقهی و جلد سوم شامل سؤال و جوابهای اعتقادی و متفرقه است.


در این جلد مسایل مهمی که در آن عصر مورد توجه مسلمانان و شیعیان بوده از نراقی سؤال شد و او با توجه به احاطه قابل توجهی که در علوم اسلامی داشته، جوابهای دقیق، علمی و روشنگرانه به سؤالات طرح شده داده است.
از جمله این سؤالات دو سؤال درباره امام زمان(ع) است. در این دو سؤال درباره جواز یا حرمت ذکر نام امام زمان(ع) در عصر غیبت و هم‏چنین افضلیت امام زمان(ع) بر دیگر ائمه(ع)، از نراقی پرسش شده، و نراقی با استناد به آیات و روایات، به این سؤالات پاسخ داده است.
در اینجا یکی از این دو سؤال مذکور را، که امروزه نیز مورد توجه و سؤال مؤمنان و شیعیان است، از کتاب مسایل و رسایل، استخراج و بدون هیچ‏گونه تصرفی تقدیم ارباب معرفت می‏داریم.
ناگفته پیداست که ما در این باره مدیون مصحح محترم کتاب مسایل و رسایل هستیم که زحمت طاقت‏فرسای قرائت نسخه‏های کتاب و تصحیح و استخراج مصادر را به عهده گرفته، و زمینه انتشار این کتاب گرانسنگ را فراهم آورده‏اند.
شایان ذکر است که مسئله اول؛ یعنی جواز یا حرمت ذکر نام امام زمان(ع) از جمله مسایلی است که پیوسته مورد بحث بین دانشمندان شیعه بوده است. در این باره عالم فرزانه محمد باقر بن محمد حسینی استرآبادی معروف به میرداماد (متوفا به 1040ق.)، کتاب شرعة التسمیه [1]  را نگاشت و در آن حرمت ذکر نام امام زمان(ع) را در زمان غیبت اثبات نمود. پس از آن محدث جلیل شیخ محمدبن حسن عاملی مشهور به شیخ حر عاملی (متوفا به (1104ق.) کتاب کشف التعمیه فی جواز التسمیه [2]  را تألیف، و در آن جواز یاد کردن نام مبارک آن حضرت را، اثبات نموده است.
نراقی در این جواب، ابتدا احادیث وارد شده در موضوع را ذکر نموده و پس از بررسی آنها نتیجه می‏گیرد که مضمون و دلالت این اخبار حرام بودن ذکر نام آن حضرت را دارند و عنوان می‏کند که علمای بزرگ شیعه مانند شیخ صدوق و مرحوم کلینی و فیض کاشانی نیز همین‏نظر را داشته‏اند. با هم متن سؤال و جواب نراقی را در این زمینه می‏خوانیم:
سؤال: در بعضی از کتب شیعه مذکور است که در زمان غیبت حضرت صاحب‏الامر(ع) نام مبارک یا کنیه آن جناب را بردن خوب نیست، و نهی وارد شده، سبب چیست؟
جواب: بلی، در این خصوص احادیث معتبره به حد استفاضه، بلکه به نزدیک تواتر معنوی وارد شده، و ما در اینجا چند حدیث را ذکر و بعد از آن حقیقت حال را بیان می‏کنیم.
اول: روایت داود بن قاسم جعفری است که در کتاب کافی مروی است از حضرت امام علی نقی (ع) که فرمود:
الخلف من بعدی الحسن ابنی، فکیف لکم بالخلف من بعد الخلف؟ فقلت: ولم جعلنی اللَّه فداک؟ لأنّکم لاترون شخصه، ولا یحلّ لکم ذکره باسمه، فقلت له: فکیف نذکره؟ فقال قولوا الحجّة من آل محمد، صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله.
جانشین پس از من پسرم حسن است. چه [اوصافی] پس شما با جانشین جانشینم چگونه خواهید بود؟
پرسیدم: چطور، به فدایتان شوم؟ فرمودند: چون او را نخواهید دید و مجاز به بردن نام او نیستید. پرسیدم: پس چگونه از ایشان یاد کرده و نام ببریم؟ فرمودند: بگویید حجت آل محمد(ص)]. [3] .
دوم: صحیحه ابن رئاب از حضرت امام صادق(ع) مرویه در کافی، و در کتاب کمال الدین که فرمودند:
صاحب هذا الأمر لایسمّیه باسمه إلاّ کافر.
[نام صاحب این امر را تنها کافر بر زبان می‏راند].
سوم: مؤثقه ریّان بن صلت از حضرت امام رضا(ع) مرویه در کافی نیز:
یقول و سئل عن القائم: فقال لایری جسمه ولا یسمّی اسمه.
[از او درباره قائم پرسیده شد. فرمود: جسمش دیده نمی‏شود و نامش برده نمی‏شود].
چهارم: صحیحه عبداللَّه بن جعفر حمیری مرویه در کافی نیز، و حدیث طویل آن است، و در آن سؤال شده است از حضرت امام حسن عسکری(ع) که مطالبی دارم از که سؤال کنم؟ فرمود: عمری و پسر او که این دو ثقه و امینند. پس راوی می‏گوید که سؤال کردم از شیخ بزرگوار جلیل عمری وکیل حضرت صاحب‏الامر(ع) که:
أنت رأیت الخلف من بعد ابی محمد، علیه‏السلام؟ فقال: إی واللَّه و رقبته مثل ذا، و أومأبیده، فقلت له: فبقیت مسألة واحدة، فقال لی: هات. قلت: والإسم؟ قال: محرّم علیکم أن تسألوا عن ذلک، ولا أقول هذا من عندی، فلیس لی أن أحلّل ولا أحرّم، ولکنّه عنه، علیه‏السلام. فإنّ الأمر عند السّلطان أنّ أبا محمّد مضی ولم یخلف ولداً - الی أن قال: - و إذا وقع الإسم وقع الطلب، فاتّقوا اللَّه وأمسکوا عن ذلک.
[آیا جانشین ابومحمد علیه‏السلام را دیده‏ای؟ گفت: آری به خدا و گردنش چنین بود و با دست اشاره کرد. به او گفتم: یک مسأله دیگر هم باقی مانده است. گفت: بپرس. گفتم: نام ایشان؟ گفت: بر شما حرام است که از آن بپرسید و این را از جانب خودم نمی‏گویم، چرا که در شأن من حلال و حرام کردن امور نیست و این مطلب از خود ایشان است. امر چنین بر سلطان مشتبه شده که امام عسکری(ع) بدون فرزند از دنیا رفته است... وقتی که اسم معلوم شود طلب به دنبالش می‏آید پس تقوای الهی پیشه کرده و از آن چشم‏پوشی کنید].
پنجم: روایتی که شیخ صدوق به سند متصل در کتاب کمال الدین و تمام‏النعمة از عبداللَّه بن أبی یعفور روایت نموده که می‏گوید: از حضرت صادق(ع) سؤال کردم:
فقلت: یا سیّدی و من المهدی من ولدک؟ فقال: الخامس من ولد السابع، یغیب عنکم شخصه، ولا یحلّ لکم تسمیته.
[گفتم: سرورم؛ مهدی کدام فرزند شماست؟ فرمودند: پنجمین از هفتمین [امام] که از شما غایب می‏شود و بردن نام او برای شما جایز نیست].
و در باب دیگر این کتاب این حدیث را روایت کرده و به جای «عنکم» و «لکم» «عنهم» و «لهم» فرموده است.
ششم: روایتی که صدوق در کتاب غیبت و به سند متصل از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت کرده که فرمود:
سأل عمر أمیرالمؤمنین (ع) عن المهدی فقال: یابن أبی طالب أخبرنی عن المهدی ما اسمه؟ قال، علیه‏السلام: «أمّا اسمه فلا، لأنّ حبیبی و خلیلی عهد إلیّ أن لا أحدّث باسمه حتّی یبعثه اللَّه عزّوجلّ...».
[عمر از امیرالمؤمنین(ع) درباره حضرت مهدی چنین پرسید: ای فرزند ابوطالب به من بگو که نام مهدی چیست؟ حضرت هم پاسخ فرمودند: اسمش را نه [نمی‏گویم] چرا که حبیب و دوستم [رسول‏اللَّه] با من عهد کرد که تا پیش از ظهورش نام او را فاش نسازم].
هفتم: توقیع رفیعی است که به محمد بن عثمان عمری رسیده، و در کتاب غیبت شیخ و کمال‏الدین صدوق مروی است:
قال: خرج توقیع بخطّ أعرفه: من سمّانی فی مجمع النّاس باسمی فعلیه لعنة اللَّه.
[گفت: توقیعی با خطی آشنا برایم صادر شد که هر کس در جمع مردم [4]  مرا به نام بخواند، لعنت خدا بر او باد].
هشتم: توقیعی دیگر است که در دو کتاب مذکور منقول است از علی بن عاصم کوفی:
یقول: خرج فی توقیعات صاحب‏الزمان: ملعون ملعون من سمّانی فی محفل من النّاس.
[می‏گوید از جمله توقیعات صاحب‏الزمان(ع) چنین است: ملعون است ملعون هر که نام مرا در جمع مردم ببرد].
نهم: روایت طویلی است که صدوق در کتاب کمال‏الدین به سند متصل از حضرت جواد روایت کرده است که حضرت امیرالمؤمنین و امام حسن(ع) و سلمان فارسی در مسجد بودند که خضر داخل شد و سخنانی چند مذکور کرد، و همه ائمه را شمرد تا به امام حسن عسکری رسید، پس فرمود:
و أشهد علی رجل من ولد الحسن لایکنّی ولا یسمّی حتّی یظهر أمره، فیملأها عدلاً کما ملئت جوراً، والسّلام علیک یا أمیرالمؤمنین و رحمةاللَّه و برکاته، ثمّ قام فمضی.
[شهادت به مردی از فرزندان امام حسن [عسکری] می‏دهم که به کنیه و نام خوانده نمی‏شود تا این‏که امرش ظاهر شود و [به دنبال آن]، [زمین را] همانگونه که آکنده از جور شده مملو از عدالتش کند و سلام بر تو ای امیر مؤمنان و رحمت و برکات او. سپس برخاست و رفت].
و همین روایت را صاحب کافی به سند صحیح از حضرت جواد(ع) روایت کرده است.
دهم: روایتی است که در کتاب کمال‏الدین به سند متصل از عبدالعظیم حسنی منقول است که گفت: به خدمت امام علی نقی (ع) رسیدم.
قال: فلمّا بصر بی قال: مرحباً بک یا أباالقاسم - الی أن قال: - و من بعدی الحسن ابنی، فکیف للنّاس من بعده؟ قال: فقلت: و کیف ذلک یا مولای؟ قال: لأنّه لایری شخصه ولا یحلّ ذکره باسمه حتّی یخرج فیملأ الأرض قسطاً و عدلاً الحدیث.
[وقتی به من نگاه کرد فرمود: مرحبا بر تو ای ابوالقاسم... پس از من فرزندم حسن [امام] است و مردم پس از او چه خواهند کشید؟ پرسیدم: چطور مولای من؟ فرمود: چرا که او دیده نمی‏شود و بردن نامش مجاز نیست تا زمانی که قیام کند و زمین را آکنده از قسط و عدالت کند.]
یازدهم: روایتی است که در کتاب کمال‏الدین به سند متصل از عبدالعظیم حسنی نقل کرده که به خدمت امام محمد تقی(ع) رسیدم و عرض کردم:
إنّی لأرجو أن تکون القائم من أهل بیت محمّد الذی یملاء الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً، فقال: یا أباالقاسم ما منّا إلاّ و هو قائم بأمر اللَّه عزّوجلّ و هاد الی دینه، ولکنّ القائم الّذی یطهّر اللَّه به الأرض هو الّذی تخفی علی الناس ولادته و یغیب عنهم شخصه، و یحرم علیهم تسمیته، و هو سمیّ رسول‏اللَّه، صلی‏اللَّه‏علیه و آله، الحدیث.
[امیدوارم شما همان قائم اهل بیت باشید که زمین را آکنده از قسط و عدالت می‏کند همان‏گونه از ظلم و جور پرگشته بود. حضرت فرمودند: ای ابوالقاسم! هر کدام از ما قائم به امر خدا و هدایت کننده به سوی دین اوست لیکن قائمی که خداوند به وسیله او زمین را پاک و مطهر می‏سازد کسی است که پنهان از چشم مردم به دنیا می‏آید و از دیدگان آنها مخفی است. نام بردن از او بر مردم حرام است در حالی که او همنام رسول‏اللَّه(ص) می‏باشد].
دوازدهم: روایت احمد بن زیاد که در کتاب کمال‏الدین است از حضرت موسی(ع) و در آخر آن در وصف حجّت می‏فرماید:
الّذی یخفی علی‏النّاس ولادته ولا یحلّ لهم تسمیته حتّی یظهره اللَّه عزّوجلّ. الحدیث.
[کسی که ولادتش از مردم مخفی است و نام بردن از او تا پیش از ظهورش مجاز نیست].
سیزدهم: روایت صفوان بن مهران مرویّه در کمال‏الدین از حضرت صادق(ع) می‏گوید:
قیل له یابن رسول‏اللَّه من المهدی من ولدک؟ قال: الخامس من ولدالسابع، یغیب عنکم شخصه ولا یحلّ لکم تسمیته.
[به ایشان عرض شد که یابن رسول‏اللَّه مهدی کدام فرزند شماست؟ فرمودند: پنجمین [امام] از نسل هفتمین [امام] از دیدگانتان نهان می‏شود و مجاز به بردن نامش نیستید].
چهاردهم: روایت أبی خالد کابلی از حضرت امام محمد باقر(ع) مرویه در بحارالانوار:
قال: دخلت علی محمد بن علیّ الباقر، علیه‏السلام، فقلت: جعلت فداک، قد وصف لی ابوک صاحب هذا الأمر بصفة لو رأیته فی بعض الطرق لأخذت بیده. قال: فترید ما ذا؟ قلت: أرید أن تسمّیه لی حتّی أعرفه باسمه. فقال: سألتنی یا أبا خالد عن سؤال مجهد، ولقد سألتنی عن أمر لو کنت محدّثاً به أحداً لحدّثتک.
[خدمت حضرت امام محمدباقر(ع) شرفیاب شدم و عرض کردم: فدایتان گردم. پدرتان صاحب این امر را با صفتی برای من توصیف کردند که اگر او را در راهی ببینم دستش را می‏گیرم [او را به خوبی خواهم شناخت]. حضرت فرمودند: حالا چه می‏خواهی؟ گفتم: می‏خواهم که برای من نام ایشان بگویید تا ایشان را به نام هم بشناسم. فرمودند: ابا خالد سؤال سختی مطرح کردی و سؤالی کردی که اگر جوابش را به احدی جز تو داده بودم به تو هم می‏گفتم].
پانزدهم: روایت حمیری مرویه در بحارالانوار، و در آخر آن این است:
قلت للعمری: هل رأیت صاحبی؟ قال: نعم، وله عنق مثل ذا. و أشار بیدیه جمیعاً إلی عنقه، قال: قلت: فالإسم؟ قال: ایّاک أن تبحث عن هذا، فانّ عند القوم أنّ هذا النسل قد انقطع.
[به عثمان بن سعید عمری گفتم: آیا مولا و صاحبم را دیده‏ای؟ گفت: آری چنین گردنی داشت و کاملاً با دستهایش به گردنش اشاره کرد. گفتم: اسم ایشان؟ گفت: هرگز به دنبال [فهم] آن نباش؛ چرا که [مشهور] نزد این جمعیت چنین است که این نسل [امام حسن عسکری(ع)] قطع شده است].
شانزدهم: در کتاب بحارالأنوار مروی است که شخصی عرض کرد به عثمان بن سعید:
هل رأیت صاحب الأمر؟ قال: نعم - إلی أن قال: - قلت فالإسم؟ قال: نهیتم عن هذا.
[آیا صاحب الامر(ع) را دیده‏ای؟ گفت: آری... گفتم: اسمشان چیست؟ گفت: از [دانستن] آن نهی شده‏اید].
و مخفی نماند که همه این احادیث متفقند در منع تسمیه آن حضرت فی‏الجمله، و اگر چه در دلالت بعضی از این احادیث بر عموم منع خدشه می‏توان کرد، چون حدیث اول و چهارم و پنجم و سیزدهم، چه آنها به عنوان خطاب مشافهه وارد شده‏اند، و منع و حرمت را نسبت به مخاطبین می‏رسانند، اما نسبت به همه اشخاص حتی موجودین در زمان غیبت محل خدشه می‏شود؛ زیرا که می‏تواند شد که تسمیه در آن زمان به جهت تقیه وخوف طلب حضرت یا وکلای او حرام باشد، و در ازمنه دیگر نباشد، یا در زمان سابق بر زمان تولد حضرت به جهت خوف انتشار و شهرت و بقای آن انتشار تا زمان حضرت ممنوع باشد، ولیکن بعد نباشد.
و مانند حدیث هفتم و هشتم که تخصیص دارند به منع از تسمیه در محافل و مجامع، اما در خلوات را دلالت ندارند، ولیکن اکثر آنها دال بر عموم منع‏اند نسبت به همه اشخاص در همه ازمنه حتی زمان غیبت کبری، بعضی به اطلاق، چون دوم و سوم و یازدهم و پنجم به طریق دیگر روایت آن، و بعضی به تصریح، چون نهم و دهم و دوازدهم.
و اختصاص بعضی به مشافهین و بعضی به جامع موجب تقیید و تخصیص آنها نمی‏شود، چه حمل مطلق بر مقید و عام برخاص در صورت تنافی است نه توافق. و هم‏چنین تعلیل حرمت سؤال در روایت چهارم به این‏که «إذا وقع الإسم وقع الطلب» اصلاً دلالت بر اختصاص سایر اخبار هم به این صورت ندارد، چه می‏تواند شد که یکی از علل حرمت بر اهل آن زمان خوف طلب باشد، و چون آن قریب به فهم راوی بود حضرت همان علت را بیان فرموده باشند، یا چون در علل شرعیه اطّراد شرط نیست، چنانچه خمر به علت اسکار قلیل و کثیر آن حرام است، پس می‏شود وجود سبب در بعضی افراد علت حرمت طبیعت شود.
پس مقتضای مجموع این احادیث حرمت تسمیه آن جناب است مطلقاً، خواه در زمان حضور و خواه در زمان غیبت صغرا و کبرا.
و مؤید این مطلب است آن که متتبع کتب احادیث می‏بیند که زیاده از هزار حدیث است که در حق صاحب‏الامر وارد شده که اکثر آن در کتاب کمال‏الدین است، و در کتاب کافی و تهذیب و من لایحضره الفقیه و غیرها، چه در باب احوال ائمه، و چه در ادعیه، و چه در زیارات در هیچ یک از آنها مگر یکی یا دو که نوشته می‏شود تصریح به اسم سامی آن جناب نشده، و از روات و علما احدی زبان به آن نگشوده است.
پس ظاهر حرمت تسمیه آن جناب است مطلقاً، چنان‏که مذهب صدوق، قدس‏سره، است و به آن تصریح کرده است در «باب ما روی عن سیدةالنساء من حدیث صحیفه» از کتاب کمال‏الدین، و در آنجا از جابر بن عبداللَّه روایت کرده است که:
به خدمت حضرت سیدة النساء، سلام‏اللَّه علیها، رسیده به جهت تهنیت تولد امام حسین، علیه‏السلام، دیدم صحیفه درخشنده‏ای در دست مبارک او است، عرض کردم: این صحیفه چیست؟ فرمود: در آن اسماء ائمه از ولد من است، عرض کردم. بنمای به من ببینم. فرمود: یا جابر اگر نهی نشده بود می‏نمودم، ولیکن مأذونی از ظاهر آن باطن او را ملاحظه کنی، جابر می‏گوید: پس خواندم آن را، پس در آن بود أبو القاسم محمد بن عبداللَّه المصطفی امّه آمنة بنت وهب، و هم‏چنین هر یک از ائمه را نام برده - الی أن قال: - ابوالقاسم محمد بن الحسن، هو الحجّة القائم أمّه جاریة اسمها نرجس. تا اینجا که فرمود: ابوالقاسم محمد بن حسن همان حجت قائم است که مادرش کنیزی نرجس نام می‏باشد].
بعد از نقل این حدیث صدوق می‏گوید:
قال مصنّف هذا الکتاب: جاء الحدیث هکذا بتسمیة القائم، علیه‏السلام، و الّذی أذهب الیه ما روی فی النهی عن تسمیته.
مصنف این کتاب گوید: درباره نام بردن از قائم علیه‏السلام چنین حدیث صادر شده و [رأی ما هم] بدان سمتی متمایل است که روایات در باب نهی از نام بردن ایشان نقل شده است.
و ظاهر این است که مذهب کلینی و شیخ طوسی نیز همین است، چه صاحب کافی احادیث منع از تسمیه را بلا ذکر معارض روایت کرده، و او و شیخ در کتاب صیام در باب ادعیه هر روز و شب ماه رمضان در کافی و تهذیب دعایی از برای شب قدر نقل می‏کند به این نوع که:
یقول بعد تحمیداللَّه تعالی والصلاة علی النبیّ وآله: أللّهمّ کن لولیّک فلان بن فلان فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّاً و حافظاً و ناصراً و دلیلاً و قائداً و عوناً [و عیناً] حتّی تسکنه أرضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلاً.
[پس از حمد خداوند متعال و صلوات بر پیامبر و خاندانشان می‏گوید: «خداوندا برای ولیت فلانی فرزند فلانی در این لحظه و تمام لحظات. سرپرست و نگهبان و یاور و راهنما و رهبر و پشتیبان و [دیده بینا] باش تا آن زمان که او را در زمین ساکن گردانی از روی اطاعت (در حالی که او را ساکن زمین کنی که اهل زمین مطیعش باشند) و او را برای مدتی طولانی در آن بهره‏مند فرما»].
و در کتاب کافی روایتی به سند متصل از کرام از حضرت صادق(ع) به این نحو روایت نموده:
ثمّ کشف حجاباً من الحجب فإذا خلفه محمد و اثنی عشر وصیّاً له، أخذ بید فلان القائم من بینهم. الحدیث.
[سپس یکی از پرده‏ها را کنار زد (خود پرده کنار رفت) و جانشینش محمد و دوازدهمین وصیش [نمایان شد] و در پس آن بود. دست فلانی که در میان ایشان ایستاده بود را گرفت تا انتهای حدیث].
و صاحب وافی نیز تصریح به عدم جواز کرده، چه در کتاب حجت وافی بعد از آنکه حدیثی روایت کرده و در آخر آن این است:
والخازن لعلمی الحسن، و یکمل ذلک بابنه (م ح م د) رحمة للعالمین.
[و خزانه علم من حسن است و آن (امامت) با فرزندش م‏ح‏م‏د که مایه رحمت برای جهانیان است کامل می‏شود].
گفته است:
و انّما کتب اسم الصاحب بالحروف مفردة لعدم جواز التنطّق باسمه و کنیته.
[همانا اسم حضرت صاحب با حروف جدا از هم نوشته می‏شود به جهت عدم جواز برای سخن گفتن به نام و کنیه ایشان].
و هم‏چنین فاضل محدث ملا محمد باقر مجلسی، قدس‏سره، در کتاب بحارالانوار بعد از ذکر بعضی از اخبار نهی از تسمیه و تحدید به این‏که «حتی یظهره اللَّه» می‏فرماید:
هذه التحدیدات مصرّحة فی نفی من خصّ ذلک بزمان الغیبة الصغری تعویلاً علی بعض العلل المستنبطة و الاستفادات الوهمیّة. انتهی.
[این تهدیدها (حدگذاریها) صراحت در نفی کسانی دارد که این موضوع (نهی از نام بردن از آن حضرت) را براساس بعضی علتهای استنباط شده (توسط خود شخص) و برداشتهای وهمی مختص به زبان غیبت صغرا دانسته‏اند].
بلکه محتمل است که مذهب اکثر علما بلکه همه ایشان این باشد، بلی دیدم که شخصی این مطلب را از بعضی از اجلّه علمای معاصرین، طاب ثراه، سؤال نموده، او در جواب فرموده که:
اخبار در منع تسمیه آن جناب بسیار است، و لیکن آنچه از سایر اخبار مستفاد می‏شود این است که این از راه تقیّه است در زمانهای اوایل تولد آن جناب و ازمنه متقاربه آن از زمانهای غیبت، چون همیشه فراعنه از اعداء آل محمد(ص) در اطفاء نور الهی می‏کوشیدند، و در بعضی اخبار تصریح شده به تحریم ذکر اسم به این‏که در نزد سلطان چنین محقق شده که امام حسن عسکری(ع) از دنیا رفت و اولادی از او باقی نماند، پس هرگاه اسم او را ببرید او در طلب خواهد بود و الحاصل وجه منع ظاهراً همین است، و اما در امثال این زمان ظاهراً منعی از برای آن نمی‏دانم، و اگر ظاهراً تصریح به اسم نشود و اکتفاء به لفظ حجت بشود احوط خواهد بود. انتهی کلامه، رفع مقامه.
و مخفی نماند که آنچه را فرموده که از سایر اخبار مستفاد می‏شود آن است که از راه تقیه است اشاره است به حدیث چهارم، و دانستی که آن دلالت بر اطلاق را نمی‏کند، و تخصیص مطلقات را نمی‏دهد، بلکه چاره مصرّحات نمی‏کند، و مانع منحصر در تقیه بر آن حضرت نیست، بلکه تقیه بر شیعیان نیز مانع است، و هم‏چنین استهزاء و سخریه به ایشان هم‏چنان که بعضی از اعداء آل محمد و ملاعین ایشان در قصیده‏ای که در استهزاء بر شیعه گفته می‏گوید:

ما آن للسرداب أن یلد الذی 
سمّیتموه بزعمکم انساناً

تبّاً لکم و علی عقولکم العفا 
ثلّثتم العنقاء والغیلانا

[گاه آن نشده که سرداب آنکه را به زعم خویش انسان می‏پندارید بزاید. وای بر شما و عقلهای بی‏خاصیتتان که عنقا و غیلان را سه تا کردید].
و ملعون از حضرت خضر و الیاس فراموش کرده که خود آن ملاعین به وجود ایشان قائلند.
و مانع کلی از تسمیه آن جناب بغض و عداوت اعداء است نسبت به او، چه این سبب سوء ادب ایشان می‏شود، و به این علت تصریح فرموده حضرت امام جعفر صادق(ع) در منع ذکر علی و فاطمه چنانچه در کتاب کافی به سند متصل از عنبسه منقول است از ابی‏عبداللَّه(ع) که فرمود:
ایّاکم و ذکر علیّ و فاطمه، فانّ النّاس لیس شیی‏ء أبغض إلیهم من ذکر علیّ و فاطمه.
[از علی و فاطمه یاد نکنید چرا که نزد مردم مبغوض‏تر از یاد علی و فاطمه نیست].
[...] بلی چیزی که موهم جواز ذکر اسم آن جناب می‏شود دو حدیث است که در آن تصریح به اسم سامی او شده:
یکی، حدیث صحیفه که گذشت،
دوم، حدیثی که در کتاب کمال‏الدین از مفضّل بن عمر از حضرت صادق(ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود:
یا مفضّل! الإمام من بعدی ابنی موسی من خلفه... المأمون المنتظر محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی.
[ای مفضل! امام پس از من فرزندم موسی است و پس از او... امنیت یافته (مأمون) و انتظار کشیده شده (منتظر) محمدبن حسن بن علی بن موسی است].
و اما حدیث صحیفه، پس معلوم نیست تصریح به آن از جانب بندگان باشد که اهل تکلیفند، چه آن صحیفه از آسمان آمده بود و از جانب خدا تسمیه واقع شده، و کسی نمی‏گوید: از برای خدا تسمیه جایز نیست.
پس باقی ماند یک حدیث، و آن صلاحیت معارضه با اخبار مذکوره ندارد، علاوه بر این‏که آن فعل حضرت است و فعل معارض قول و مخصص آن نمی‏تواند شد. خصوصاً در صورت تقدم فعل، چه می‏تواند شد در آن وقت سببی از برای جواز بوده است.
و از این‏جا معلوم می‏شود که بعضی از احادیث که نقل می‏شود که فرمود:
أوّلهم محمّد و أوسطهم محمّد، و آخرهم محمّد.
[اولین ایشان محمد و میانه ایشان محمد و آخرینشان هم محمد است].
معارض این اخبار نمی‏شود، خصوصاً این‏که بعضی از این اخبار حکایت از قول خدا یا جبرئیل است، و بعضی از حضرت رسول، صلی‏اللَّه‏علیه و آله، و می‏تواند شد که در وقت تصریح حضرت رسول هنوز حرمت تسمیه نازل نشده بود، با وجود این‏که حدیث به این مضمون که صلاحیت حجیّت داشته باشد به نظر نرسیده است.
اما احادیثی که متضمن این است که: چهار محمد و چهار علی است. این تسمیه به خصوص نیست و منافاتی ندارد، و هم‏چنین بعضی احادیث که اسم سامی را به حروف مفرده ذکر کرده، چه می‏تواند شد صدور حدیث نیز به این نحو بوده، و آن نیز تسمیه نیست.
بلی حدیثی مروی است در کتاب کمال الدین به سند متصل از حضرت أبی جعفر:
عن أبیه عن جدّه قال امیر المؤمنین، علیه‏السلام: یخرج رجل من ولدی فی آخرالزمان - الی أن قال: له اسمان، اسم یخفی، و اسم یعلن، فأمّا الإسم الّذی یخفی فأحمد، و امّا الّذی یعلن فمحمّد.
[از پدر بزرگوارش از جدش نقل کرد که امیر مؤمنان(ع) فرمود: در آخرالزمان یکی از فرزندانم قیام می‏کند که دو اسم دارد یکی مخفی و دیگری آشکار که اسم مخفی او احمد و اسم آشکارش محمد است].
و ظاهر این حدیث موهم این است که اعلان و اظهار اسم آن جناب جایز باشد، و لیکن حق آن است که اصلاً دلالتی بر جواز ندارد، چه مدلول حدیث بیش از این نیست که فرمودند:
آن جناب را دو اسم است، یکی آن که مخفی کرده می‏شود، و دیگری آن که آشکار می‏شود، اما این که چه وقت آشکار می‏شود پس مذکور نیست. یمکن مراد این باشد که در وقت ظهور اعلان به آن اسم می‏شود، یا این که در نزد شیعه ظاهر و آشکار است اگر چه تنطق و به زبان آوردن آن حرام باشد.
و از آن چه گفتیم معلوم شد که حق حرمت تسمیه آن جناب و ذکر آن اسم مستطاب است، و ظاهر آن است که حرمت در ذکر آن در نزد غیر باشد، اما اگر پیش خود کسی ذکر کند حرمت معلوم نیست، و اگر در بعضی ادعیه باشد از این بابت خواهد بود، و اما منع از ذکر کنیت مبارک آن جناب پس اگر چه صاحب وافی تصریح به منع آن کرده و در روایات نهم مذکور است، اما چون به لفظ «لایکنّی» واقع شده که اخبار در مقام انشا است و افاده آن از برای حرمت بر حقیر معلوم نیست پس حکم به حرمت آن نمی‏کنم، و از آن‏چه در مطاوی کلمات ما مذکور شد سرّ حرمت تسمیه هم که در آخر سؤال است واضح شد. واللَّه اعلم.


icon
برچسب ها:ذکر نام امام زمان، مطلب ذکر نام امام زمان،
[ نویسنده : حسین غلامی (مدیر) در سه شنبه 12 آبان 1388 و ساعت 03:44 ب.ظ مرتبط با امام مهدی عج الله تعالی فرجه 2 | لینک | نظرات ]


iconامار سایت

جهت تبادل لینک اول لینک مارو گذاشته سپس مارا خبر کنید تا لینکتان ثبت شود در غیر این صورت لینک شما ثبت نمی شود ( لطفا کسانی که لینک مارا نگذاشتن تقاضا


iconآمار بازدیدها:
امروز: 1
دیروز: 1
این ماه:
ماه قبل:
مجموع:
آخرین بازدید:

اطلاعات سایت
آخرین بروز رسانی:
کل مطالب :

icon مدیر سایت:

حسین غلامی (مدیر)

iconنظرسنجی







iconلینکستان

سایت موبایل فارسی
دانلود با سرعت بالا
سایت رسمی روضه العباس علیه السلام
مسلمین
مذهبی فرهنگی
منتظران حجت
افتاب پنهان
حضرت مهدی
کربلایی نریمان پناهی
بابی انت و امی یا زهرا
وقایع شگفت
شلمچه
انتظارحجت
پوسترامام حسین
تفریح و دانلود و آموزش
مثل خدا

همه لینکهاا

iconلینکدونی

مطالب در مورد حضرت مهدی (عج )
بیش از هزاران در مورد حضرت مهدی (عج )
متن كامل مصاحبه عبدالرضا هلالی با روزنامه تلاش
سبک های حاج حسین سیب سرخی
دانلود مداحی
دوره امامت، چگونه آغاز شد؟
میزگرد و مصاحبه با حسن صدیقین و محمود مطهری نیا
ویژگیهای حکومت او
قیام حضرت مهدی و حکومت واحد جهانی
پوستر های مذهبی
داستانهایی از جبهه
پوسترامام حسین
سبکهای سینه زنی حاج محمود کریمی
سبکهای سینه زنی حاج سعید حدادیان
سبکهای سینه زنی حمید علیمی
سخنرانی آیت الله مصباح یزدی
سبکهای سینه زنی سلحشور و میرداماد
سبکهای سینه زنی اهنگران
دانلود مداحی
پوسترحرم امام حسین

آرشیو لینکدونیی